تلفیق مهندسی ارزش و مدیریت ریسک در اولویت بندی مراحل اجرای اجزای نما با تاکید برارتقاء ایمنی لرزه ای با روش منطق فازی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICOCS14_052

تاریخ نمایه سازی: 20 بهمن 1404

چکیده مقاله:

با توجه به آن که زلزله های اخیر سبب ایجاد تلفات جانی و خسارت های مالی به دلیل سقوط نماهای مختلف و دیوارهای خارجی ساختمان ها شده است، بنابراین بررسی ایمنی لرزه ای مراحل اجرای اجزای نما دارای اهمیت بسیار زیادی است. بنابراین با توجه به اهمیت موضوع در این مطالعه از تلفیق روش های مهندسی ارزش و مدیریت ریسک در اولویت بندی مراحل اجرای اجزای نما با تاکید برارتقاء ایمنی لرزه ای با روش منطق فازی استفاده گردید. در این مطالعه در ابتدا در گام های پیش مطالعه مهندسی ارزش معیارهای مهم در اولویت بندی مراحل اجرای اجزای نما با تاکید برارتقاء ایمنی لرزه ای با استفاده از مطالعه کتابخانه ای مشخص گردید. سپس سه گام اول مهندسی ارزش مورد بررسی قرار گرفت و معیارهای مهم دیگر با توجه به فاکتورهای مهندسی ارزش مشخص شد سپس با استفاده از بررسی پرسش نامه ای نماهای متداول مورد استفاده در شهرهای مختلف انتخاب و اجزای نماهای متداول و کارکرد آنها توسط محقق مشخص شد. در گام چهارم مهندسی ارزش جهت بهبود مراحل اجرای اجزای نمای کامپوزیت برای افزایش ایمنی لرزه ای گزینه های موجود مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت چهار گزینه به منظور بهبود ایمنی لرزه ای این نوع نما انتخاب شد. سپس از لحاظ مدیریت ریسک گزینه های پیشنهادی بررسی شدند. با توجه به نتایج حاصل شده براساس ماتریس ریسک، گزینه استفاده مواد فومی با چگالی بالاتر ریسک کمی دارد و گزینه افزایش فاصله بین دو ورق نازک کامپوزیت و استفاده از چسب های اپوکسی یک و دو جزیی میان لایه ها، ریسک متوسط و گزینه کنترل دوره ای مهارهای نما و افزایش تعداد مهارها ریسک بالایی دارد. در نهایت در این مطالعه گام نهایی مهندسی ارزش از تکنیک مجموعه فازی و AHP به منظور انتخاب بهترین گزینه استفاده شد. با توجه به انجام محاسبات فازی در نهایت مشخص شد که گزینه استفاده مواد فومی با چگالی بالاتر بهترین گزینه به منظور افزایش مقاومت لرزه ای در نمای کامپوزیت می باشد که این نتایج کاملا منطبق با روش AHP بود.

نویسندگان

جواد رحیمی

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت پروژه و ساخت، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

هادی شکیبازاهد

استادیار دانشکده مهندسی، گروه مهندسی عمران، مدیریت ساخت، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران