تبیین چالش های بنیادین فراروی نظام آموزش رسمی در مدارس مناطق محروم
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_3406
تاریخ نمایه سازی: 20 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف شناسایی، تحلیل و تبیین چالش های بنیادین فراروی نظام آموزش رسمی در مدارس و همچنین در مناطقی که از نظر زیرساخت های آموزشی با محرومیت مواجه هستند، صورت پذیرفته است. محیط های آموزشی ، که اغلب در مناطق روستایی و کم جمعیت کشور متمرکز شده اند، ماهیتی پیچیده دارند و مستلزم رویکردهای مدیریتی و آموزشی منحصربه فردی هستند که به دلیل محدودیت منابع و نیروی انسانی، به ندرت تحقق می یابند. همچنین، مدارس واقع در مناطق محروم از لحاظ ساختاری، فقر منابع مالی، فرهنگی و فناوری را تجربه می کنند که مستقیما بر کیفیت خروجی آموزشی تاثیرگذار است. این تحقیق با اتخاذ رویکردی کیفی-تحلیلی، به بررسی ابعاد سه گانه چالش ها شامل: عوامل مرتبط با معلم (شایستگی، انگیزه و فرسودگی)، عوامل زیرساختی و منابع (فناوری، امکانات فیزیکی) و عوامل محتوایی و فرایندی (انطباق برنامه درسی) پرداخته است. نتایج نشان می دهد که مهم ترین مانع، کمبود مستمر معلمین متخصص و متعهد برای این مدارس و نیز عدم کفایت برنامه های توسعه حرفه ای معطوف به شرایط خاص این محیط ها است. فرسودگی شغلی ناشی از حجم کاری چندوجهی و نبود حمایت های روانی و مادی کافی، کارایی معلمان را به شدت کاهش داده است. در حوزه زیرساخت، دسترسی نابرابر به فناوری های نوین آموزشی و کمبود فضای فیزیکی مناسب، شکاف آموزشی موجود را تعمیق می بخشد.یافته های این مطالعه تاکید دارند که سیاست گذاران آموزشی نباید مدارس و مناطق محروم را به صورت یکدست مدیریت کنند، بلکه باید راهکارهای ویژه ای برای تخصیص منابع انسانی کیفی و تجهیزات متناسب با تراکم دانش آموزان و نیازهای خاص هر پایه در نظر بگیرند. چالش اصلی در بعد محتوایی، تلاش برای اجرای یک برنامه درسی واحد و انعطاف ناپذیر برای پایه هایی است که نیاز به تفاوت گذاری آموزشی گسترده دارند. اجرای موفقیت آمیز آموزش در این مناطق، مستلزم سرمایه گذاری هدفمند در تقویت زیرساخت های ارتباطی، بازنگری در ساختار انگیزشی معلمان (از طریق پاداش های متناسب با سختی کار) و طراحی بسته های آموزشی کمکی است که نیازهای دانش آموزان با سطوح یادگیری متفاوت را پوشش دهد. این پژوهش، ضمن ارائه یک مدل مفهومی از موانع، بر لزوم تغییر پارادایم نظارتی از کنترل صرف به حمایت و توانمندسازی این مدارس تاکید می ورزد تا عدالت آموزشی محقق گردد.
نویسندگان
معصومه حسنی مریدانی
اداره آموزش و پرورش استان گیلان اداره آموزش و پرورش استان گیلان