تحلیل تحولات نظام های ارزیابی در پارادایم های نوین آموزشی در مدارس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_13493

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف تحلیل تحول مفهومی و عملی در نظام های ارزیابی آموزشی و واکاوی جایگزینی روش های سنتی سنجش با رویکردهای نوین «ارزیابی برای یادگیری» انجام شده است. در چارچوب نظری این تحقیق، ارزیابی دیگر نه به عنوان ابزاری نهایی و جدا از فرآیند آموزش، بلکه به مثابه «بخشی جدایی ناپذیر و سازنده از خود فرآیند یادگیری» درک می شود که هدف اصلی آن نه طبقه بندی و قضاوت، بلکه تولید بازخورد، هدایت و توانمندسازی یادگیرنده است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و مرور نظام مند ادبیات پژوهشی و مطالعات تطبیقی، چالش های بنیادین روش های قدیمی (مانند تمرکز بر محفوظات، نگاه کلیشه ای به هوش، ایجاد اضطراب و کاهش انگیزه درونی) را در مقابل اصول روش های مدرن (مانند ارزیابی تکوینی، مبتنی بر عملکرد، خودارزیابی و ارزیابی همتایان) قرار می دهد. یافته ها نشان می دهد که تحول واقعی در ارزیابی مستلزم عبور از سه سطح است: در سطح فنی-ابزاری، که تمرکز بر جایگزینی قلم و کاغذ با آزمون های دیجیتال است؛ به سطح شناختی-فراشناختی، که در آن ارزیابی به ابزاری برای آشکارسازی فرآیند فکر کردن، شناسایی راهبردهای یادگیری و تقویت خودتنظیمی تبدیل می شود؛ و سرانجام به سطح اخلاقی-اجتماعی، که در آن نظام ارزیابی به عدالت آموزشی، تنوع فرهنگی و پرورش شهروندی مسئول توجه می کند. دو خطر اصلی در این گذار شناسایی شد: خطر صوری سازی که در آن روش های نوین (مانند پورتفولیو) بدون درک فلسفه زیربنایی آن، به روال هایی مکانیکی تبدیل می شوند، و خطر بار اضافه که نظام پیچیده ارزیابی مستمر، به جای تسهیل، مانع فرآیند اصلی تدریس و یادگیری می گردد. این پژوهش در نتیجه گیری خود بر ضرورت طراحی الگوی ارزیابی یکپارچه و سازنده تاکید می کند که در آن، داده های حاصل از سنجش نه برای رتبه بندی، بلکه برای طراحی آموزشی واکنش گرا، گفت وگوی رشد محور با یادگیرنده و بازاندیشی در اهداف برنامه درسی به کار می رود. موفقیت این الگو مستلزم تغییر نگرش در تمامی ذی نفعان، توانمندسازی معلمان در نقش «مربیان ارزیابی» و تدوین چارچوب های حمایتی نهادی است که زمان و منابع لازم برای اجرای کیفی ارزیابی مستمر را فراهم کند.

نویسندگان

سمیه خاوند

کارشناسی مطالعات اجتماعی مرکز تربیت معلم شهید رجایی کرمانشاه