ارتباط بین سوءتغذیه، کیفیت خواب و عملکرد شناختی دانش آموزان در مناطق محروم

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_13442

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در مناطق محروم، دانش آموزان با چالش های متعدد و درهم تنیده ای مواجه هستند که فراتر از فقر مالی، بر بنیادی ترین ارکان سلامت جسمی و ذهنی آنان تاثیر می گذارد. در این میان، سه عامل سوءتغذیه، کیفیت نازل خواب و عملکرد شناختی ضعیف، رابطه ای متقابل و چرخه وار تشکیل می دهند که رهایی از آن دشوار و پیامدهای آن برای عدالت آموزشی ویرانگر است. این مقاله با رویکردی بین رشته ای و با اتکا به یافته های علوم اعصاب تغذیه، روانشناسی خواب و جامعه شناسی آموزش، به بررسی عمیق و نظام مند ارتباطات علی و همبستگی بین این سه متغیر در بافت مناطق محروم می پردازد. یافته ها به وضوح نشان می دهد که سوءتغذیه—اعم از کمبود انرژی، پروتئین و ریز مغذی های حیاتی مانند آهن، ید، روی و ویتامین های گروه B—به طور مستقیم بر ساختار و عملکرد مغز در حال رشد تاثیر گذاشته، منجر به کاهش حجم هیپوکامپ (مرکز حافظه)، اختلال در نورون سازی و نامتعادل شدن انتقال دهنده های عصبی می شود. این آسیب های عصبی، خود را در قالب ضعف در توجه پایدار، کندی سرعت پردازش اطلاعات، نقص در حافظه کاری و عملکرد اجرایی نشان می دهند. از سوی دیگر، کیفیت خواب که خود تحت تاثیر مستقیم سوءتغذیه (مانند کم خونی فقر آهن که منجر به سندرم پای بیقرار و خواب منقطع می شود) و نیز شرایط نامساعد محیطی (تراکم خوابگاه، ناامنی، سر و صدا) قرار دارد، به عنوان فرآیندی ترمیمی برای مغز، در دانش آموزان محروم دچار اختلال شدید است. محرومیت از خواب عمیق و خواب REM، فرآیند تثبیت حافظه، پاکسازی سموم عصبی و تنظیم هیجانی را مختل ساخته و بر دامنه توجه و خلق وخوی دانش آموز تاثیر منفی می گذارد. بنابراین، یک چرخه معیوب شکل می گیرد: سوءتغذیه → اختلال خواب ← افت شناختی ← شکست تحصیلی ← تشدید استرس و فقر ← تشدید سوءتغذیه. چالش اصلی، چندبعدی بودن این مسئله و نیاز به مداخلات یکپارچه است که فراتر از اقدامات آموزشی صرف، ابعاد بهداشتی، تغذیه ای و رفاهی را در بر گیرد. راهکارهای ارائه شده در این مقاله بر ایجاد پروتکل های غربالگری یکپارچه سلامت دانش آموزی، اجرای برنامه های تغذیه ای مدرسه محور هدفمند (مانند غنی سازی مواد غذایی، مکمل یاری)، آموزش بهداشت خواب به خانواده ها، بهبود شرایط محیطی خواب و تلفیق خدمات سلامت روان و مشاوره تغذیه در مدارس متمرکز است. نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که بدون شکستن این چرخه شوم از طریق مداخلات زودهنگام، جامع و مبتنی بر شواهد، هرگونه سرمایه گذاری صرفا آموزشی در این مناطق با بازدهی ناچیز و ناپایداری مواجه خواهد شد و شکاف تحصیلی به عنوان تبعیضی سیستماتیک تداوم خواهد یافت.

نویسندگان

احسان خالق پناه

کارشناسی عمران از دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج

نزاکت تندپور

کارشناسی آموزش ابتدایی از دانشگاه فرهنگیان یاسوج

رهام قاسمی اصل

کارشناسی فلسفه منطق و کارشناسی ارشد فلسفه دین از دانشگاه پیام نور