بررسی اثربخشی برنامه مداخله ای mindfulness بر کاهش استرس تحصیلی و افزایش بهزیستی روان شناختی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_13375

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، نظام های آموزشی در سراسر جهان با پدیده رو به رشد و نگران کننده ای تحت عنوان «استرس تحصیلی» مواجه شده اند که به عنوان یک عامل تهدیدکننده جدی، نه تنها بر عملکرد تحصیلی، که بر سلامت روان و کیفیت زندگی دانش آموزان سایه افکنده است. این استرس که ناشی از فشارهای چندگانه نمره گرایی، رقابت فزاینده، ترس از شکست، حجم بالای تکالیف و ابهام در مورد آینده است، می تواند به بروز علائمی مانند اضطراب، فرسودگی تحصیلی، کاهش انگیزه و افت عزت نفس بینجامد. در پاسخ به این چالش، رویکردهای روان شناختی متعددی ظهور یافته اند که در میان آن ها، برنامه های مداخله ای مبتنی بر ذهن آگاهی (Mindfulness-Based Interventions - MBIs) به دلیل ماهیت غیردارویی، مقرون به صرفه و مبتنی بر توانمندسازی فرد، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. ذهن آگاهی که به عنوان «آگاهی لحظه به لحظه از تجربه حاضر، بدون قضاوت» تعریف می شود، ظرفیت فرد را برای تنظیم هیجانات، کاهش واکنش های خودکار استرسی و افزایش پذیرش و شفقت به خود و دیگران تقویت می نماید. این مقاله با هدف بررسی نظام مند اثربخشی این برنامه ها با رویکردی فراتحلیلی و مرور ادبیات گسترده پژوهشی در حوزه روان شناسی تربیتی مثبت نگر و علوم اعصاب شناختی به رشته تحریر درآمده است. یافته های مستخرج از مطالعات مختلف به وضوح نشان می دهد که برنامه های ساختاریافته ای مانند ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی (MBCT) که برای مخاطبان جوان و دانش آموز تطبیق یافته اند، قادرند از طریق مکانیسم هایی چون افزایش فعالیت شبکه توجه اجرایی مغز، کاهش فعالیت آمیگدال (مرکز پردازش ترس)، تقویت عملکرد پیش پیشانی قشر مخ و بهبود ارتباط بین این مناطق، به طور معناداری موجب کاهش سطوح کورتیزول (هورمون استرس)، کاهش علائم اضطراب و افسردگی، افزایش تاب آوری روان شناختی، بهبود کیفیت خواب و ارتقای رضایت از زندگی شوند. در بافت تحصیلی، این بهبودها به صورت کاهش آشفتگی ذهنی هنگام مطالعه، افزایش تمرکز و توجه پایدار در کلاس، کاهش واکنش های هیجانی شدید به نمرات و ارزیابی ها و ایجاد نگرش مثبت تر نسبت به فرآیند یادگیری متجلی می گردد. با این حال، اجرای موفق این برنامه ها در محیط های آموزشی با چالش های عملی از جمله مقاومت اولیه دانش آموزان در برابر تمرینات ساکت، کمبود زمان در برنامه فشرده درسی، نیاز به آموزش و همراهی معلمان، و چالش های مربوط به ارزیابی پیامدهای بلندمدت مواجه است. در مواجهه با این چالش ها، مقاله حاضر راهکارهای عملی را پیشنهاد می دهد که بر ادغام تدریجی و غیررسمی تمرینات کوتاه ذهن آگاهی در برنامه روزانه مدرسه، آموزش و درگیرسازی معلمان به عنوان تسهیل گر، استفاده از زبان و مثال های متناسب با فرهنگ و سن دانش آموزان و ایجاد فضای حمایتی در مدرسه تاکید دارند. نتیجه گیری کلی حاکی از آن است که سرمایه گذاری در آموزش مهارت های ذهن آگاهی به دانش آموزان، نه تنها یک راهبرد پیشگیرانه موثر در حوزه سلامت روان مدرسه است، بلکه به عنوان یک مهارت بنیادین فراشناختی، می تواند زیرساخت عصبی-روانی لازم برای یادگیری عمیق تر، خلاق تر و لذت بخش تر را فراهم آورد و دانش آموزان را برای مواجهه سازنده با چالش های اجتناب ناپذیر زندگی آینده مجهز سازد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

رهام قاسمی اصل

کارشناسی ارشد فلسفه دین از دانشگاه پیام نور تهران

حمزه صابری

کارشناسی ارشد زیست شناسی (گرایش بیوشیمی) از دانشگاه آزاد واحد

یاسر علمداری

کارشناسی ارشد فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی