مطالعه تطبیقی برنامه درسی پرورش خلاقیت در نظام های آموزشی پیشرو و ارائه الگویی برای مدارس ایرانی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_13373
تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در عصر انفجار اطلاعات و شتاب نوآوری، خلاقیت از یک مهارت متمایزکننده به یک ضرورت بنیادین برای بقا، رقابت پذیری و شکوفایی فردی و اجتماعی تبدیل شده است. نظام های آموزشی مترقی در سراسر جهان، به این حقیقت واقف شده اند که دیگر نمی توان با برنامه های درسی انعطاف ناپذیر، محتوامحور و حافظه پرور، نسلی خلاق و نوآور تربیت کرد. این مقاله با رویکردی تطبیقی-تحلیلی و با روش مطالعه کیفی اسنادی، به واکاوی عمیق و نظام مند مولفه ها، ساختارها و رویکردهای حاکم بر برنامه درسی پرورش خلاقیت در چند نظام آموزشی پیشرو (با تاکید بر کشورهایی چون فنلاند، سنگاپور، کره جنوبی و کانادا) می پردازد. هدف این پژوهش فراتر از توصیف صرف، استخراج اصول، الگوها و راهبردهای موفق و ترجمه آن ها به یک چارچوب عملیاتی و بومی سازی شده برای مدارس ایران است. یافته های حاصل از این مطالعه تطبیقی نشان می دهد که نظام های موفق در این حوزه، از رویکردی کل نگر، نظام مند و تلفیقی پیروی می کنند که در آن، خلاقیت نه به عنوان یک ماده درسی مجزا، بلکه به عنوان یک صلاحیت فراگیر و یک رویکرد پداگوژیک در تمامی ساحت های برنامه درسی نفوذ دارد. شاخص های کلیدی این نظام ها عبارتند از: تاکید بر یادگیری مبتنی بر کشف و پروژه (PBL)، تلفیق هنر و علوم در قالب برنامه STEAM، آزادی عمل و انتخاب دانش آموز در مسیر یادگیری، ارزشیابی کیفی و فرآیندمحور، توانمندسازی معلمان به عنوان تسهیل گران خلاقیت، و ایجاد فضای فیزیکی و روانی انعطاف پذیر و محرک. در سوی مقابل، برنامه درسی رسمی ایران، اگرچه در اسناد بالادستی بر اهمیت خلاقیت تاکید دارد، در عمل با چالش های ساختاری عمیقی مانند تمرکزگرایی شدید، حجم بالای محتوای اجباری، حاکمیت مطلق آزمون های استانداردشده (به ویژه کنکور)، کمبود شدید زمان برای فعالیت های اکتشافی، نبود آموزش تخصصی برای معلمان و فقر امکانات و منابع کارگاهی روبرو است. این مقاله با پذیرش این چالش ها به عنوان واقعیت بستر ایرانی، به ارائه یک الگوی چندسطحی و مرحله ای اقدام می کند. این الگو در سطح خرد بر تغییرات در عمل معلم و طراحی تکلیف، در سطح میانی بر تغییر در مدیریت مدرسه و برنامه ریزی درسی مدرسه محور، و در سطح کلان بر بازنگری در سیاست های ارزشیابی و کاهش تمرکز تاکید دارد. راهکارهای عملی ارائه شده، از تلفیق خلاقیت در محتوای موجود آغاز شده و به سمت ایجاد واحدهای اختیاری و پروژه های بین رشته ای حرکت می کند. نتیجه گیری نهایی بر این امر تاکید دارد که انتقال از نظام آموزشی اطلاعات محور به نظام خلق محور، نیازمند یک تحول پارادایمی است که در آن، دانش آموز از مصرف کننده منفعل دانش به تولیدکننده فعال معنا تبدیل می شود و مدرسه از کارخانه انسان سازی استاندارد به اکوسیستم زنده نوآوری بدل می گردد. این تحول اگرچه دشوار، اما با الگوبرداری هوشمندانه، بومی سازی خلاق و اراده ای راسخ، برای نظام آموزشی ایران کاملا ممکن و حیاتی است.
کلیدواژه ها:
برنامه درسی خلاقیت ، مطالعه تطبیقی ، نظام آموزشی پیشرو ، مدارس ایران ، بومی سازی ، یادگیری مبتنی بر پروژه (PBL) ، STEAM ، ارزشیابی کیفی ، خودمختاری دانش آموز ، تحول پارادایمی
نویسندگان
یونس خمش
کارشناسی شیمی گرایش محض دانشگاه دولتی یاسوج
احسان خالق پناه
کارشناسی عمران از دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج
بهرام یزدانی نسب
کارشناس ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی ( گرایش اسیب شناسی و حرکات اصلاحی)