راهبردهای برنامه ریزی زمانی و تاثیر آنها بر یادگیری مشارکتی در آموزش و پرورش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_1594

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

برنامه ریزی زمانی به عنوان یکی از ارکان نادیده گرفته شده ی یادگیری مشارکتی مطرح می شود؛ زمان در این رویکرد نه تنها یک چارچوب ساختاری، بلکه عاملی زنده و تعیین کننده در شکل گیری کیفیت تعاملات دانش آموزان است، به گونه ای که توزیع هوشمندانه ی زمان میان مراحل مختلف فعالیت های گروهی از کشف مسئله تا تولید راه حل و بازتاب نهایی می تواند چرخه ی یادگیری را به تجربه ای غنی و معنادار تبدیل کند، در حالی که تخصیص نامتعادل زمان، چه به صورت فشرده سازی عجولانه و چه به شکل کشیده شدن بی رویه، موجب سطحی شدن گفت وگوها، سرکوب صدای دانش آموزان خجسته تر و تضعیف حس مالکیت جمعی بر یادگیری می گردد. ضرورت توجه به این حوزه از آن جهت بیش از پیش آشکار است که بسیاری از معلمان با وجود تمایل به به کارگیری روش های مشارکتی، با زمان بندی سنتی کلاس که بر انتقال سریع محتوا متمرکز است دست وپنجه نرم می کنند و اغلب مجبور می شوند یادگیری مشارکتی را به فعالیتی کوتاه مدت و تزئینی تقلیل دهند. برخی گروه ها برای رسیدن به اجماع به زمان بیشتری نیاز دارند، در حالی که ساختارهای زمانی سخت گیرانه این فرصت را از آنان می گیرد و به طور ناخودآگاه، سرعت را بر کیفیت ترجیح می دهد. علاوه بر این، پژوهش های کم شمار در این زمینه عمدتا بر مولفه های محتوایی و روش شناختی یادگیری مشارکتی متمرکز بوده اند و کمتر به نقش میانجی گر زمان بندی در موفقیت این رویکرد پرداخته اند، در نتیجه راهبردهای عملیاتی مبتنی بر شواهد برای مدیریت زمان در فعالیت های گروهی مانند استفاده از زمان های انعطاف پذیر برای گروه های مختلف، ترکیب هوشمندانه ی فعالیت های کوتاه و بلندمدت، یا طراحی فواصل استراحت شناختی هنوز در سطح گسترده به معلمان آموزش داده نشده است. این شکاف موجب شده تا پتانسیل تحول آفرین یادگیری مشارکتی در بسیاری از کلاس ها به دلیل برنامه ریزی زمانی ناآگاهانه، ناتمام بماند و دانش آموزان فرصت تجربه ی یادگیری واقعا مشارکتی را از دست بدهند. بنابراین، شناسایی و تبیین راهبردهای برنامه ریزی زمانی که بتوانند تعادل میان ساختار و انعطاف پذیری را حفظ کرده و فضایی برای رشد تدریجی مشارکت فراهم آورند، نه تنها به ارتقای اثربخشی آموزش کمک می کند، بلکه می تواند الگویی برای بازنگری در مفهوم زمان در نظام های آموزشی محسوب شود.

نویسندگان

سهیلا مطهری

کارشناسی فیزیک