علوم تربیتی و آینده مدارس؛ فرصت ها، چالش ها و چشم اندازها

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_13277

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

بیان مسئله: آموزش و پرورش، به عنوان موتور محرکه توسعه جوامع و انتقال میراث فرهنگی و دانش میان نسل ها، همواره در معرض تحولات بنیادین محیطی و فناورانه قرار داشته است. در دو دهه اخیر، شتاب بی سابقه تغییرات در حوزه های فناوری، اقتصاد جهانی، و فهم ما از شناخت و یادگیری انسانی، نظام های مدرسه محور سنتی را با بحران مشروعیت و کارآمدی مواجه ساخته است. این مدارس، که غالبا بر اساس مدل های صنعتی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم طراحی شده اند، در پاسخگویی به نیازهای عصر اطلاعات و اقتصاد دانش بنیان دچار ناکامی هستند. مسئله اصلی این پژوهش، تمرکز بر این شکاف میان واقعیت کنونی مدارس و الزامات آینده است و این پرسش محوری را مطرح می سازد که علوم تربیتی، به عنوان بستر نظری و عملی توسعه آموزش، چه نقش استراتژیکی در طراحی، هدایت و تضمین موفقیت مدارس آینده ایفا خواهد کرد؟ آیا پارادایم های فعلی علوم تربیتی قادر به ارائه چارچوب های لازم برای مواجهه با فردگرایی یادگیری، هوش مصنوعی، و لزوم پرورش شایستگی های فراتخصصی هستند، یا نیازمند یک بازاندیشی ریشه ای در اصول بنیادین خود می باشند؟هدف پژوهش: هدف این تحقیق، تحلیل انتقادی رابطه متقابل میان پیشرفت های نظری در علوم تربیتی (شامل روانشناسی شناختی، آموزش الکترونی، و نظریه های یادگیری اجتماعی) و ترسیم مسیر تحول مدارس از ساختارهای متمرکز و یکسان سازی شده به سوی مدل های انعطاف پذیر، شخصی سازی شده و مهارت محور است. در واقع، این پژوهش به دنبال شناسایی فرصت هایی است که دانش تخصصی علوم تربیتی برای غنی سازی محتوا، بهبود روش های تدریس، بازتعریف نقش معلم و طراحی فضاهای یادگیری پویا فراهم می آورد، ضمن آنکه چالش های اجرایی، فرهنگی و سیاستی پیش رو را نیز مورد ارزیابی قرار می دهد تا چشم اندازی واقع بینانه از مدرسه آینده ارائه نماید.روش پژوهش: رویکرد حاکم بر این تحقیق، توصیفی-تحلیلی است. این روش با بهره گیری از روش اسنادی و مرور نظام مند ادبیات نظری و تجربی مرتبط با فلسفه آموزش، تئوری های یادگیری معاصر، و گزارش های نهادهای بین المللی مانند یونسکو و سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه (OECD) پیاده سازی شده است. تحلیل داده ها بر اساس چارچوب های مفهومی علوم تربیتی و مقایسه آن ها با مدل های نوظهور آموزش جهانی صورت گرفته است تا ضمن تبیین وضعیت موجود، راهکارهای نظری و عملی مبتنی بر شواهد برای گذار به آینده پیشنهاد گردد. تاکید بر تحلیل انتقادی، امکان درک عمق تاثیر نظریه ها بر طراحی آموزشی و مداخلات سیاستی را فراهم می آورد.یافته های کلی: یافته های پژوهش نشان می دهند که علوم تربیتی در حال گذار از رویکردهای متمرکز بر انتقال دانش به رویکردهای مبتنی بر توسعه ظرفیت های شناختی و اجتماعی دانش آموزان است. این گذار نیازمند جایگزینی تدریس خطی با یادگیری پروژه محور، ارزیابی های سنتی با سنجش مستمر شایستگی ها، و نقش معلم به عنوان تسهیل گر و طراح تجربه یادگیری است. فرصت های عمده ای در به کارگیری هوش مصنوعی برای شخصی سازی مسیرهای یادگیری و تحلیل داده های آموزشی نهفته است، اما چالش های بزرگی نظیر شکاف دیجیتال، مقاومت ساختاری در برابر تغییرات مدیریتی، و نیاز مبرم به بازآموزی گسترده نیروی انسانی وجود دارد که بدون حل آن ها، تحقق مدرسه آینده در هاله ای از ابهام باقی خواهد ماند.نتیجه گیری: مدرسه آینده، نه صرفا یک فضای فیزیکی، بلکه یک اکوسیستم یادگیری انعطاف پذیر است که در آن، علوم تربیتی نقش معمار اصلی را ایفا می کند. موفقیت این اکوسیستم وابسته به توانایی نظام های آموزشی در ادغام پارادایم های نوین تربیتی با سیاست گذاری های استراتژیک و فراهم آوردن زیرساخت های لازم برای پرورش شهروندانی منتقد، خلاق و سازگار با تغییرات است. این پژوهش تاکید می کند که علوم تربیتی باید فراتر از نقش صرفا توصیفی، به عاملی فعال در طراحی آینده دست یابد.

کلیدواژه ها:

علوم تربیتی ، مدرسه آینده ، یادگیری شخصی سازی شده ، شایستگی های قرن بیست و یکم ، تحول آموزشی ، روانشناسی یادگیری.

نویسندگان

مهین قیصری

آموزگار آموزش و پرورش