مدرسه در مسیر تحول؛ چالش ها و راهکارهای علوم تربیتی نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_13270
تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404
چکیده مقاله:
تحولات شتابان جهانی در حوزه های فناوری، اقتصادی و اجتماعی، نظام های آموزشی را با ضرورتی اجتناب ناپذیر برای بازنگری بنیادین مواجه ساخته است. در این میان، «مدرسه» به عنوان کانون اصلی تربیت نسل آینده، باید از ساختارهای سنتی فاصله گرفته و به سمت پارادایم های نوین علوم تربیتی حرکت کند. این مقاله به بررسی عمیق چالش های پیش روی این تحول و ارائه راهکارهای مبتنی بر علوم تربیتی نوین در بستر نظام آموزشی ایران می پردازد. تحول نقش مدرسه صرفا در به روزرسانی تجهیزات خلاصه نمی شود، بلکه مستلزم دگردیسی در تمامی ارکان فرآیند یاددهی-یادگیری، از تعریف معلم و دانش آموز گرفته تا محتوای برنامه درسی و شیوه های ارزشیابی است. علوم تربیتی نوین، با تاکید بر ساخت گرایی اجتماعی، یادگیری فعال، توسعه مهارت های قرن بیست و یکم نظیر تفکر انتقادی و خلاقیت، نویدبخش مدرسه ای منعطف تر، فراگیرتر و پاسخگوتر به نیازهای جامعه مدرن است.چالش های موجود در این مسیر، ریشه در مقاومتی ساختاری، کمبود زیرساخت های فناورانه، فقدان آموزش های به روز برای معلمان، و عدم تطابق برنامه های درسی با الزامات دنیای امروز دارند. شکاف یادگیری که به ویژه پس از بحران هایی نظیر همه گیری کووید-۱۹ تشدید شده، نیازمند رویکردهای عدالت آموزشی مبتنی بر شواهد است. تمرکز صرف بر انتقال دانش، که مشخصه رویکرد پوزیتیویستی قدیمی بود، جای خود را به پرورش انسان هایی توانمند در حل مسائل پیچیده و یادگیری مادام العمر داده است. این تحول نیازمند پذیرش پارادایم «یادگیری هوشمند» است که در آن فناوری نه به عنوان جایگزین معلم، بلکه به عنوان ابزاری توانمندساز برای شخصی سازی مسیر یادگیری (Personalized Learning) به کار گرفته می شود.در این پژوهش، تلاش می شود تا ابعاد مختلف این تحول، از جمله تغییر پارادایم های یادگیری (از حافظه محوری به کاربردمحوری)، ارتقاء نقش معلم از مربی صرف به تسهیل گر و طراح تجارب یادگیری، و ضرورت ادغام مهارت های نرم در بطن برنامه درسی بررسی شود. نیل به مدرسه تحول یافته مستلزم اصلاحات بنیادین در سیاست گذاری های کلان آموزشی است. برای مثال، ارزیابی عملکرد دانش آموز باید از آزمون های نمره محور به سمت سنجش شایستگی ها (Competency-based Assessment) حرکت کند. همچنین، عدالت آموزشی ایجاب می کند که دسترسی به منابع با کیفیت، صرف نظر از موقعیت جغرافیایی و اقتصادی دانش آموز، تضمین شود.مطالعات بین المللی نظیر گزارش های سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) و یونسکو بر لزوم تمرکز بر توسعه مهارت های فراشناختی و اجتماعی-عاطفی تاکید دارند. در ایران، موانع فرهنگی و آموزشی در برابر پذیرش این رویکردها جدی است؛ از جمله تمرکز بیش از حد بر کنکور به عنوان هدف نهایی آموزش متوسطه، که عملا مدارس را به موسسات تست زنی تبدیل کرده و مجال تمرین تفکر انتقادی و خلاقیت را از بین می برد.راهکارهای پیشنهادی باید چندوجهی باشند: در سطح کلان، نیازمند بازنگری در سند تحول بنیادین با رویکردی واقع بینانه تر و قابل اجرا؛ در سطح میانی، سرمایه گذاری هدفمند بر آموزش ضمن خدمت معلمان با تمرکز بر رویکردهای فعال یاددهی (مانند یادگیری مبتنی بر پروژه (PBL) و آموزش ترکیبی (Blended Learning))؛ و در سطح خرد، ایجاد مدارس پیشرو به عنوان الگوی عملی برای پیاده سازی نوآوری های آموزشی. تحول در علوم تربیتی، تنها راه تضمین بقا و شکوفایی نسل آینده در دنیای پیچیده امروز است. این مقاله با تحلیل ساختاری این چالش ها، چارچوبی نظری برای حرکت به سوی مدرسه مطلوب ارائه می نماید.
کلیدواژه ها:
علوم تربیتی نوین ، تحول مدرسه ، مهارت های قرن ۲۱ ، یادگیری هوشمند ، عدالت آموزشی ، برنامه درسی ، تفکر انتقادی.
نویسندگان
مهین قیصری
آموزگار آموزش و پرورش