مقایسه برنامه های درسی در نظام های آموزش و پرورش مختلف

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SPERO04_301

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

تحلیل و تبیین ساختار برنامه های درسی در نظام های آموزشی مختلف به عنوان یکی از ارکان اصلی مطالعات تطبیقی، نقش تعیین کننده ای در شناسایی مسیرهای بهینه سازی فرایندهای یاددهی-یادگیری و انطباق با نیازهای قرن بیست و یکم ایفا می کند. این پژوهش با هدف واکاوی شباهت ها و تفاوت های بنیادین در طراحی و اجرای برنامه درسی میان کشورهای پیشرو و در حال توسعه انجام شده است تا مدلی جامع برای درک چگونگی تاثیرگذاری مولفه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بر محتوای آموزشی ارائه دهد. در دنیای امروز که جهانی شدن ابعاد مختلف زندگی بشر را تحت تاثیر قرار داده است، برنامه های درسی دیگر صرفا مجموعه ای از دروس مدون نیستند، بلکه به عنوان ابزاری استراتژیک برای توسعه سرمایه انسانی و تقویت رقابت پذیری ملی نگریسته می شوند. این نوشتار بر آن است تا نشان دهد که چگونه نظام های آموزشی موفق مانند فنلاند و کشورهای شرق آسیا، با تکیه بر انعطاف پذیری محتوایی و تمرکز بر شایستگی های محوری، توانسته اند شکاف میان آموزش رسمی و نیازهای بازار کار را به حداقل برسانند. از سوی دیگر، چالش های موجود در نظام های متمرکز که با مقاومت در برابر تغییر و وابستگی به الگوهای سنتی مواجه هستند، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. یافته های تئوریک حاکی از آن است که گذار از برنامه های درسی محتوا-محور به سمت برنامه های درسی فرایند-محور و تلفیقی، ضرورتی انکارناپذیر برای تمامی نظام های آموزشی است. در این میان، نقش فناوری های نوین و یادگیری دیجیتال به عنوان کاتالیزوری در بازتعریف استانداردهای آموزشی در سطح بین المللی برجسته شده است. مقاله حاضر با بررسی تجارب جهانی، بر اهمیت بومی سازی الگوهای موفق آموزشی تاکید ورزیده و خاطرنشان می سازد که هرگونه اصلاح در برنامه درسی باید با در نظر گرفتن بافتار فرهنگی و ارزش های بومی صورت گیرد تا پایداری تحولات آموزشی تضمین گردد. در نهایت، این مطالعه پیشنهاد می کند که سیاست گذاران آموزشی با بهره گیری از نتایج مطالعات تطبیقی، به سمت تمرکززدایی هدایت شده و فضای بیشتری برای نوآوری های مدرسه محور و مشارکت فعال معلمان در تدوین محتوا فراهم آورند تا بدین وسیله، عدالت آموزشی و کیفیت یادگیری در سطوح مختلف بهبود یابد. تحلیل جامع پیش رو نشان می دهد که موفقیت در رقابت های علمی بین المللی نظیر تیمز و پرلز، بیش از آنکه مرهون حجم مطالب درسی باشد، مدیون عمق یادگیری و شیوه های ارزشیابی نوین در برنامه های درسی است.

نویسندگان

فوزیه منصوری

شاغل فرهنگی اداره آموزش و پرورش استان فارس