نقش روش های یادگیری معکوس در ارتقای تفکر انتقادی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_3107

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در این مقاله علمی و پژوهشی، استراتژی های یادگیری معکوس با هدف بررسی نقش آن در ارتقای تفکر انتقادی دانش آموزان تحلیل شده است. یادگیری معکوس به عنوان یک الگوی نوین آموزشی که جایگاه محتواهای درسی و فعالیت های کلاسی را معکوس می کند، توجه پژوهشگران و معلمان را به خود جلب کرده است. این رویکرد مبتنی بر این اصل است که دانش آموزان پیش از کلاس با استفاده از منابع آموزشی دیجیتال و فعالیت های خودآموز، مفاهیم پایه ای را فرا می گیرند و در کلاس زمان بیشتری برای فعالیت های تعاملی، حل مسئله و بحث های تحلیلی اختصاص می یابد.هدف اصلی این پژوهش، تحلیل چگونگی به کارگیری یادگیری معکوس به منظور تقویت مهارت های تفکر انتقادی در دانش آموزان و ارائه چارچوبی عملی برای معلمان و طراحان آموزشی است. با توجه به اهمیت مهارت های شناختی در آموزش های قرن ۲۱، این تحقیق به بررسی راهکارهایی چون طراحی محتواهای پیش کلاسی، بهره گیری از پرسش های باز و چالش برانگیز، استفاده از پلتفرم های یادگیری الکترونیکی و ارزیابی های انعکاسی پرداخته است.نتایج این مطالعه نشان می دهد که به کارگیری سیستماتیک استراتژی های یادگیری معکوس باعث افزایش تعامل دانش آموزان با محتوا، بهبود مهارت حل مسئله، تقویت توانایی تحلیل و ارزیابی اطلاعات و نهایتا ارتقای تفکر انتقادی می شود. همچنین استفاده از فعالیت های گروهی، بازخورد سازنده و خودارزیابی در محیط های کلاسی معکوس موجب افزایش انگیزش و مشارکت فعال دانش آموزان شده است.این مقاله ضمن تعریف دقیق مفاهیم کلیدی شامل یادگیری معکوس، مهارت های تفکر انتقادی، آموزش مشارکتی و فناوری های آموزشی، به بررسی چالش ها و فرصت های پیاده سازی این رویکرد در نظام های آموزشی سنتی نیز می پردازد. یافته ها نشان می دهند که نگرش مثبت معلمان به فناوری و مهارت های طراحی آموزشی، همراه با حمایت مدیریت مدرسه، نقش تعیین کننده ای در موفقیت اجرای یادگیری معکوس دارد.در پایان، پژوهش پیشنهادهایی کاربردی برای بازطراحی برنامه های درسی، توسعه محتوای چندرسانه ای، بهره گیری از ابزارهای ارزیابی تعلیمی و ترویج فرهنگ یادگیری فعال ارائه می دهد. این نتایج می تواند راهنمایی برای سیاست گذاران آموزشی، طراحان درس و معلمان باشد تا با به کارگیری یادگیری معکوس، تفکر انتقادی در دانش آموزان را به طور موثر ارتقاء دهند.

نویسندگان

فریبا حیدری

آموزش و پرورش شوشتر