انسان شناسی تربیتی در عصر هوش مصنوعی مولد: چالش های فلسفی تفکر اصیل و سوژه یادگیرنده

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RVCONF06_1678

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

تحولات شتابان فناوری در دهه های اخیر، به ویژه با ظهور هوش مصنوعی مولد، یکی از عمیق ترین و بنیادین ترین چالش ها را پیش روی نظام های آموزشی و تربیتی قرار داده است؛ چالشی که نه تنها به ابزارها و روش های آموزش محدود نمی شود، بلکه مستقیما به بازتعریف «انسان»، «یادگیری» و «هدف تربیت» می انجامد. در این میان، انسان شناسی تربیتی به عنوان دانشی که به فهم ماهیت انسان در فرایند تعلیم و تربیت می پردازد، در نقطه ای سرنوشت ساز ایستاده است. پرسش اصلی دیگر صرفا این نیست که هوش مصنوعی چگونه می تواند یادگیری را تسهیل کند، بلکه این است که در عصری که ماشین ها می توانند متن بنویسند، تحلیل کنند، تصمیم بگیرند و حتی خلاق به نظر برسند، جایگاه تفکر اصیل انسانی، سوژه یادگیرنده و تجربه زیسته چه تغییری می کند. هوش مصنوعی مولد با توانایی شبیه سازی فرایندهای شناختی، مرز سنتی میان «فاعل اندیشنده انسانی» و «ابزار» را مخدوش کرده است. آنچه تا پیش از این به عنوان ویژگی های منحصربه فرد انسان در آموزش تلقی می شد مانند تفکر انتقادی، خلاقیت، استدلال و تولید معنا اکنون به واسطه الگوریتم ها و مدل های زبانی در معرض بازاندیشی قرار گرفته است. این وضعیت، یک بحران صرفا فنی نیست، بلکه بحرانی فلسفی و انسان شناختی است؛ زیرا پرسش از «چه چیزی انسان را در فرایند یادگیری انسان می کند» دوباره و با شدتی بی سابقه مطرح می شود. اگر ماشین می تواند پاسخ تولید کند، مقاله بنویسد و حتی بازخورد آموزشی ارائه دهد، نقش سوژه یادگیرنده به عنوان فاعل آگاه، خودمختار و معناپرداز چه می شود؟ در این چارچوب، انسان شناسی تربیتی ناگزیر است از سطح توصیف کارکردهای فناوری فراتر رفته و به بازخوانی مفاهیمی چون اصالت انسانی، خودآیینی شناختی، تجربه زیسته و قضاوت اخلاقی بپردازد. تعلیم و تربیت همواره بر این فرض استوار بوده است که یادگیری فرایندی انسانی، موقعیت مند و ریشه دار در زیست جهان فرد است؛ اما هوش مصنوعی مولد با ارائه پاسخ های سریع و به ظاهر کامل، خطر جایگزینی «اندیشیدن» با «مصرف پاسخ» را به همراه دارد. در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به انسان شناسی تربیتی در عصر هوش مصنوعی مولد: چالش های فلسفی تفکر اصیل و سوژه یادگیرنده پرداخته شود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در عصر هوش مصنوعی مولد، تربیت انسانی نیازمند بازتعریف سوژگی، اصالت تجربه و نقش اخلاقی یادگیرنده است، به طوری که آموزش نه صرفا تولید دانش، بلکه پرورش انسان خودآگاه، خلاق و مسئول در زیست جهان دیجیتال باقی بماند.

نویسندگان

سکینه حبیبی

دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت