مدرسه خلاق به مثابه زیست بوم پرورش نوآوری، تفکر ایده پرداز و یادگیری عمیق در دانش آموزان قرن ۲۱
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_13223
تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404
چکیده مقاله:
تحولات شگرف و شتابان قرن بیست ویکم، از جمله پیچیدگی های فناورانه، چالش های زیست محیطی و عدم قطعیت های اجتماعی، ضرورت بازنگری بنیادین در کارکرد نظام های آموزشی و به طور خاص، نهاد مدرسه را ایجاب کرده است. ساختارهای آموزشی سنتی که عمدتا بر انتقال محتوای ایستا متمرکزند، دیگر پاسخگوی نیازهای ذهنی و عملی دانش آموزان برای مواجهه با مسائل ناشناخته آینده نیستند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین جامع چارچوب مفهومی «مدرسه خلاق به مثابه زیست بوم پرورش نوآوری، تفکر ایده پرداز و یادگیری عمیق در دانش آموزان قرن ۲۱» است. این پژوهش از نظر ماهیت، از نوع مطالعات نظری و تحلیلی–مفهومی است و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و سنتز ادبیات علمی مرتبط در حوزه های خلاقیت آموزشی، نوآوری تربیتی و علوم یادگیری، به تدوین یک مدل نظری منسجم می پردازد.یافته های این پژوهش نشان می دهد که تحول مدرسه نیازمند یک دگرگونی پارادایمی است که در آن، مدرسه از یک سازمان ایستا به یک «زیست بوم یادگیری پویا» تبدیل می شود. در این زیست بوم، یادگیری عمیق (مبتنی بر فهم، تحلیل و کاربرد) به عنوان هدف غایی، تفکر ایده پرداز (به عنوان شالوده نوآوری و پذیرش ابهام) به عنوان ابزار شناختی، و خلاقیت (به عنوان ویژگی فرهنگی و ساختاری) به عنوان بستر اصلی تعریف می شوند. در مدل مفهومی ارائه شده، نقش معلم از انتقال دهنده دانش به تسهیل گر خلاقیت و طراح تجربه های یادگیری متحول می شود. همچنین، فرهنگ مدرسه به عنوان عنصری نامرئی اما تعیین کننده، باید حس اعتماد، ایمنی روانی و پذیرش خطا را نهادینه سازد تا نوآوری شکوفا شود. علاوه بر این، پژوهش بر لزوم پیوند خلاقیت با مسئولیت اجتماعی تاکید دارد، به گونه ای که دانش آموزان صرفا نوآور نباشند، بلکه کنشگرانی مسئول در قبال جامعه و محیط زیست خود تربیت شوند.نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که مدرسه خلاق راهبردی ترین پاسخ به چالش های آموزشی قرن بیست ویکم است. این مدل، با ایجاد هم افزایی بین عناصر زیست بوم (معلم، دانش آموز، برنامه درسی، ارزشیابی و فرهنگ)، شایستگی های راهبردی مورد نیاز برای آینده را پرورش می دهد و دانش آموزان را به خالقان آگاه و مسئولیت پذیر تبدیل می کند. این چارچوب نظری، مسیری برای بازاندیشی سیاست گذاران و مدیران آموزشی برای تحقق تحول پایدار در آموزش و پرورش فراهم می آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سمیه رضایی سنگتابی
فوق لیسانس مدیریت آموزشی، غیرانتفاعی سمنگان آمل
ناهید سبحانی کوچکسرایی
لیسانس دبیری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد رشت
نیره احمدی
فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد قائم شهر
وجیهه هدایی
لیسانس آموزش ابتدایی دانشگاه آزاد قائمشهر
زهرا مسرور
لیسانس آموزش ابتدایی دانشگاه آزاد قائمشهر