پرورش انسان تراز؛ نقش مدرسه در رشد علمی، اخلاقی و اجتماعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_13212

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

آموزش و پرورش، از دیرباز، به عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه هر جامعه، مورد توجه فلاسفه، مربیان و سیاست گذاران بوده است. هدف غایی این نظام، نه صرفا انتقال دانش، بلکه تربیت «انسان تراز» است؛ موجودی کامل که قابلیت ایفای نقش موثر در عرصه های علمی، اخلاقی و اجتماعی را دارا باشد. در این میان، مدرسه به عنوان نهاد کانونی و ساختارمند تعلیم و تربیت، نقشی محوری ایفا می کند. این پژوهش با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر مبانی علوم تربیتی و تعلیم و تربیت اسلامی-ایرانی، به بررسی نقش چندوجهی مدرسه در تحقق این هدف متعالی می پردازد. انسان تراز، فردی است که در کنار تسلط بر دانش تخصصی و مهارت های شناختی، از بنیان های اخلاقی قوی برخوردار بوده و توانایی تعامل سازنده، مسئولیت پذیری و مشارکت فعال در جامعه را کسب کرده باشد. مدرسه، محیطی شبیه سازی شده از جامعه است که در آن، برنامه درسی، روش های تدریس، فضای فیزیکی و فرهنگ سازمانی، همگی در خدمت پرورش این ابعاد سه گانه قرار دارند. رشد علمی نیازمند محیطی پویا، مبتنی بر کنجکاوی، تفکر انتقادی و حل مسئله است. این رشد، تنها با تکیه بر یادگیری منفعلانه و حفظ کردن محتوای کتاب های درسی محقق نمی شود، بلکه مستلزم تعامل فعال دانش آموز با مواد یادگیری، تجربه و بازاندیشی است. معلم به عنوان عنصر محوری این فرآیند، باید فراتر از انتقال دهنده اطلاعات، به تسهیل گر یادگیری، الگوی رفتاری و راهنمای مسیر تبدیل شود. در بعد اخلاقی، مدرسه بستری است که ارزش ها نه صرفا به صورت نظری، بلکه از طریق مشاهده، تمرین و بازخورد مستمر نهادینه می شوند. اجرای صحیح اصول تربیتی در مدارس، شامل تقویت فضیلت هایی چون صداقت، امانت داری، عدالت خواهی و همدلی، ضامن شکل گیری وجدان اخلاقی دانش آموز است. این امر مستلزم وجود برنامه درسی پنهان قوی است که ارزش ها را در رفتارهای روزمره کادر آموزشی و مدیران متبلور می سازد. در بعد اجتماعی، مدرسه جایی است که دانش آموزان مهارت های اجتماعی لازم برای زیست جمعی را می آموزند. تعامل با همسالان از سطوح مختلف فرهنگی و اقتصادی، کار گروهی، حل تعارضات و پذیرش تنوع، مهارت هایی هستند که پایه شهروندی فعال را بنا می نهند. شورای دانش آموزی، فعالیت های فوق برنامه و پروژه های مشارکتی، نمونه هایی از مکانیسم هایی هستند که مدرسه برای تقویت این بعد به کار می گیرد. چالش های موجود، از جمله نظام ارزشیابی متمرکز، فقدان استقلال نسبی مدرسه در طراحی فعالیت های تربیتی متناسب با نیازهای محلی، و شکاف میان نظریه های تربیتی و اجرای عملی در کلاس درس، مانع از تحقق کامل این رویا شده اند. برای غلبه بر این موانع، نیازمند بازتعریف نقش معلم، به روزرسانی برنامه های درسی با تاکید بر تربیت شهروندی و پرورش مهارت های قرن بیست و یکم، و ایجاد یک فرهنگ سازمانی حامی رشد و تعالی هستیم. در نهایت، مدرسه موفق، مدرسه ای است که بتواند دانش آموزان را برای زیستن در دنیایی پیچیده، متغیر و پرچالش تجهیز کند؛ نسلی که نه تنها در عرصه های علمی موفق باشد، بلکه از تعهد اخلاقی و مسئولیت پذیری اجتماعی برخوردار بوده و به معنای واقعی کلمه، «انسان تراز» نظام اسلامی و جامعه ایرانی باشد. این پژوهش با تبیین اهمیت این اجزاء، چارچوبی نظری برای تقویت اثربخشی مدرسه در این ماموریت حیاتی ارائه می دهد.

نویسندگان