طراحی بازی های آموزشی هوشمند بر اساس الگوهای شخصیتی و شناختی یادگیرندگان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_13189

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در عصر فناوری های پیشرفته و حرکت به سوی یادگیری شخصی شده، طراحی محتوای آموزشی یکسان برای همگان دیگر پاسخگوی نیازهای متنوع و پیچیده ی یادگیرندگان نیست. بازی های آموزشی به دلیل ماهیت جذاب، تعاملی و انگیزشی خود، پتانسیل فوق العاده ای برای تسهیل یادگیری عمیق و معنادار دارند. اما اثربخشی واقعی این بازی ها در گرو آن است که بتوانند با ویژگی های منحصربه فرد هر فرد، از جمله الگوهای شخصیتی، سبک های شناختی، ترجیحات یادگیری و سطح توانمندی های او سازگار شوند. در غیر این صورت، خطر تبدیل شدن به ابزاری سرگرم کننده ولی کم اثر در تحقق اهداف آموزشی وجود دارد. در این میان، هوش مصنوعی و علم داده به عنوان راه حلی تحول آفرین ظاهر شده اند که امکان خلق بازی های آموزشی هوشمند و پویا را فراهم می کنند. این سیستم ها قادرند با جمع آوری و تحلیل داده های رفتاری لحظه ای کاربر در حین بازی (مانند سرعت عمل، دقت، استراتژی های حل مسئله، تحمل خطا و حتی پاسخ های هیجانی)، مدلی پویا و غنی از شناخت و شخصیت یادگیرنده بسازند. مساله اصلی این پژوهش بررسی این امر است که چگونه می توان با تلفیق دانش روانشناسی شخصیت، علوم شناختی و هوش مصنوعی، چارچوبی علمی و عملیاتی برای طراحی بازی های آموزشی ارائه داد که به صورت خودکار و هوشمند، مولفه های بازی مانند سطح دشواری، نوع چالش ها، سبک ارائه محتوا، مکانیک های بازی و نوع بازخورد را بر اساس الگوهای شناسایی شده از هر کاربر تنظیم کند؟ برای مثال، یک بازی هوشمند می تواند برای یادگیرنده ای با سبک شناختی «کل نگر»، ابتدا کلیات یک مفهوم را در قالب یک داستان یا نقش آفرینی ارائه دهد، در حالی که برای یک یادگیرنده ی «تحلیلی گر»، از جزء به کل حرکت کرده و تمرکز را بر حل گام به گام مسائل بگذارد. یا برای شخصیت های برون گرا، تعامل های چندنفره و رقابتی را تقویت کند و برای درون گراها، فضای اکتشافی و تاملی بیشتری فراهم آورد. با این حال، دستیابی به این سطح از شخصی سازی، مستلزم غلبه بر چالش های مهمی مانند طراحی مدل های تحلیلی معتبر، رعایت اصول اخلاقی در جمع آوری و استفاده از داده های حساس، جلوگیری از کلیشه سازی و محدود کردن یادگیرندگان در قالب های ازپیش تعریف شده، و در عین حال حفظ انسجام و هدف آموزشی بازی است. این مقاله به طراحی چنین چارچوبی می پردازد و تاثیر آن را بر افزایش درگیری، انگیزه و اثربخشی یادگیری مورد کاوش قرار می دهد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

حسین علی رستمی

لیسانس آموزش شیمی