بررسی روش هایی که معلمان می توانند برای تقویت خلاقیت و نوآوری در دانش آموزان متوسطه دوم استفاده کنند.

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_13183

تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در عصر حاضر که پیچیدگی روزافزون مسائل جهانی و شتاب تحولات فناورانه، الزامات جدیدی را برای نظام های آموزشی به وجود آورده است، پرورش خلاقیت و نوآوری از حاشیه به کانون ماموریت مدارس، به ویژه در دوره حساس متوسطه دوم، انتقال یافته است. این دوره، که دانش آموزان در آستانه انتخاب های سرنوشت ساز تحصیلی و شغلی قرار دارند، آخرین فرصت نظام مند آموزشی برای نهادینه کردن عادات فکری خلاق، تقویت روحیه پرسشگری و تجهیز نسل آینده به مهارت حل مسئله ای بدیع و انطباق پذیر است. در قلب این تحول آموزشی، معلمان به عنوان طراحان اصلی تجربه یادگیری، نقشی تعیین کننده ایفا می کنند؛ نقشی که مستلزم به کارگیری آگاهانه، نظام مند و مبتکرانه مجموعه ای از روش ها و راهبردهای آموزشی فراتر از الگوهای انتقال محتوای سنتی است. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر ادبیات گسترده علوم تربیتی، روانشناسی خلاقیت و پژوهش های عمل محور، به گردآوری، دسته بندی و تبیین روش های کاربردی و قابل اجرایی می پردازد که معلمان دوره متوسطه دوم می توانند در چهارچوب برنامه درسی موجود و با درنظرگرفتن محدودیت های واقعی، برای شکوفاسازی استعدادهای خلاق دانش آموزان به کار بندند. یافته ها حاکی از آن است که این روش ها در قالب چند دسته کلان شامل روش های مبتنی بر پرسشگری و مسئله یابی، روش های مبتنی بر پروژه و تولید، روش های مبتنی بر بازاندیشی و تفکر درباره فرآیند تفکر، روش های مبتنی بر تلفیق و بین رشته گرایی، و روش های مبتنی بر بازی و شبیه سازی قابل طبقه بندی هستند. با این حال، کاربست این روش ها با چالش هایی جدی از جمله فشار نظام متمرکز آزمون محور، تراکم محتوای درسی، کمبود زمان، ضعف در آموزش حرفه ای معلمان، نبود منابع و امکانات پشتیبان، و دشواری ذاتی ارزیابی فرآیندهای خلاق مواجه است. مقاله حاضر در مواجهه با این چالش ها، به ارائه راهکارهای عملی در سطوح خرد (کلاس درس)، میانی (مدرسه) و کلان (سیاست گذاری) می پردازد و بر این فرض استوار است که تلفیق هوشمندانه این روش ها در بافت آموزشی موجود، نه تنها ممکن است، بلکه می تواند به تدریج جو حاکم بر کلاس و مدرسه را نیز متحول سازد. در نهایت، نتیجه گیری می شود که تقویت خلاقیت، نیازمند یک نگرش پارادایمی شکن در معلم است؛ نگرشی که در آن کلاس درس به یک «کارگاه زنده اندیشه» تبدیل می شود و معلم، نقش خود را از «گوینده نهایی» به «تسهیل گر کنجکاوی»، «طراح چالش های فکری» و «همراه جستجوگر» تغییر می دهد.

کلیدواژه ها:

روش های تدریس خلاق ، پرورش خلاقیت ، دوره متوسطه دوم ، یادگیری مبتنی بر پروژه (PBL) ، تفکر واگرا ، پرسشگری ، تلفیق درسی ، ارزیابی تکوینی ، نقش تسهیل گری معلم.

نویسندگان

نرگس شریفی مهر

لیسانس ریاضی دانشگاه پردیس فرهنگیان یاسوج

زهرا شریفی مهر

لیسانس ادبیات فارسی دانشگاه یاسوج