بررسی استراتژی های موثر برای تدریس به دانش آموزان ابتدایی که با مشکلات یادگیری مواجه هستند.
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_13165
تاریخ نمایه سازی: 19 بهمن 1404
چکیده مقاله:
دوره ابتدایی، ستون فقرات نظام آموزشی و بنیادی ترین مرحله در شکل گیری تصور فرد از خود به عنوان یک «یادگیرنده» است. در این مرحله حساس، مواجهه دانش آموزانی که با انواع مشکلات یادگیری (نظیر اختلالات یادگیری خاص، اختلال کم توجهی-بیش فعالی، مشکلات پردازشی، و ناتوانی های رشدی خفیف) دست به گریبان هستند، با روش های تدریس یکسان ساز و غیرمنعطف، می تواند به ایجاد تجربه ای عمیقا ناکام کننده، تخریب عزت نفس و ترس دائمی از محیط آموزشی بیانجامد. این مقاله با رویکردی تحلیلی-ترکیبی و با تکیه بر یافته های علوم اعصاب تربیتی، روانشناسی تحولی و آموزش ویژه، به بررسی عمیق استراتژی های آموزشی موثر و مبتنی بر شواهد می پردازد که می تواند همچون پلی ایمن، این دانش آموزان را از کرانه های انزوای تحصیلی به سرزمین امن پیشرفت و خودباوری هدایت کند. یافته ها موید آن است که رویکرد موثر در قبال این دانش آموزان، نه تکرار و تمرین صرف، بلکه ارائه مداخلات چندحسی، ساختاریافته، صریح و نظام مند است که بر پایه ارزیابی دقیق از نقاط قوت و ضعف فردی بنا نهاده شده باشد. مهم ترین این استراتژی ها در سه حوزه قابل طبقه بندی هستند: استراتژی های مرتبط با ارائه محتوا و دستورالعمل (مانند آموزش مستقیم و صریح، استفاده از راهبردهای چندحسی، خردکردن تکالیف)، استراتژی های مرتبط با تمرین و بازخورد (مانند تمرین لایه ای و مبتنی بر فراوانی، بازخورد فوری و مثبت) و استراتژی های مرتبط با محیط و مدیریت کلاس (مانند ایجاد ساختار و پیش بینی پذیری، استفاده از ابزارهای جبرانی و فناوری کمکی). با این حال، اجرای این استراتژی ها در بافت کلاس عادی ابتدایی با چالش های جدی از جمله کمبود نیروی متخصص (مانند معلم آموزش ویژه)، تراکم بالای کلاس، ناآگاهی و باورهای نادرست همکاران و والدین، و محدودیت منابع و زمان مواجه است. این مقاله در پاسخ به این چالش ها، بر ایجاد چهارچوبی فراگیر و مشارکتی تاکید می کند که در آن تدریس مشترک، برنامه ریزی تیمی، آموزش والدین و رویکرد پاسخ به مداخله جایگاهی محوری دارند. نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که تدریس موثر به این دانش آموزان، بیش از یک تکنیک، مستلزم نگرشی انسان گرایانه، صبورانه و مبتنی بر رشد است که در آن، تفاوت به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده و معلم، به عنوان یک تشخیص دهنده و طراح مسیرهای یادگیری جایگزین، مسیر موفقیت را برای هر کودک، بر اساس نقشه شناختی منحصربه فردش، مهندسی می کند.
کلیدواژه ها:
دانش آموزان ابتدایی ، مشکلات یادگیری ، اختلالات یادگیری خاص ، استراتژی های تدریس تطبیقی ، آموزش چندحسی ، آموزش مستقیم ، تدریس مشترک ، پاسخ به مداخله (RTI) ، تفاوت های فردی ، مداخله زودهنگام.
نویسندگان
پروانه خرمی نصرآباد
کارشناسی آموزش ابتدایی پردیس فرهنگیان یاسوج