تاثیر تربیت عاطفی–هیجانی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_12812
تاریخ نمایه سازی: 18 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این مقاله پژوهشی جامع و عمیق، با رویکردی بین رشته ای و با تکیه بر آخرین یافته های علوم اعصاب شناختی–هیجانی، روانشناسی تربیتی پیشرفته و فلسفه تعلیم و تربیت معاصر، به بررسی ابعاد پیچیده، چندسطحی و پویای رابطه میان تربیت عاطفی–هیجانی و پیشرفت تحصیلی می پردازد. فرضیه محوری این نگارش آن است که در جهان پرآشوب، پیچیده و به هم پیوسته کنونی، که مشخصه آن تغییرات شتابان فناورانه، چالش های بی سابقه روانی–اجتماعی و نیاز مبرم به شهروندانی با قابلیت سازگاری، خلاقیت و همدلی بالا است، نظام های آموزشی که بر مبنای پارادایم منسوخ دوگانه انگاری «عقل در برابر عاطفه» یا «ذهن در برابر قلب» عمل می کنند، نه تنها در انجام ماموریت اصلی خود برای آماده سازی نسل آینده ناکام خواهند ماند، بلکه با تولید دانش آموزانی با مهارت های شناختی فاقد عمق هیجانی و تعهد اخلاقی، به طور ناخواسته به تشدید بحران های جامعه دامن خواهند زد. از این منظر، تربیت عاطفی–هیجانی دیگر یک «برنامه مکمل» یا «راهی برای بهبود جو کلاس» نیست؛ بلکه سنگ بنای فلسفی یک الگوی آموزشی نوین است که «یادگیری یکپارچه» را محور قرار می دهد. یافته های تحلیلی این مقاله، که از سنتز صدها پژوهش تجربی، نظریه های رشد و مطالعات موردی بین المللی استخراج شده اند، به وضوح نشان می دهند که مهارت های خودآگاهی، تنظیم هیجان، همدلی، مدیریت روابط و تصمیم گیری اخلاقی، پیش نیازهای غیرقابل اجتناب برای دستیابی به عالی ترین سطوح عملکرد شناختی، تفکر انتقادی، خلاقیت اصیل و یادگیری مادام العمر هستند. این مقاله با عبور از بیان ساده همبستگی ها، به واکاوی سازوکارهای عصبی–زیستشناختی، فرآیندهای روانشناختی–میان فردی و بسترهای فرهنگی–ساختاری می پردازد که از طریق آنها، پرورش ظرفیت های هیجانی–اجتماعی، بستر مغزی و روانی لازم برای شکوفایی استعدادهای تحصیلی را فراهم می سازد. در ادامه، با بررسی انتقادی موانع عظیم ساختاری، فرهنگی و اجرایی پیش روی این تحول، راهکارهایی استراتژیک، گام به گام و زمینهمحور برای گذار از نظام های آموزشی «شناختمحور صرف» به نظام های «انسانمدار یکپارچه نگر» ارائه می کند. هدف نهایی، ترسیم نقشه راهی برای ایجاد محیط های یادگیری است که در آنها، دانش آموز نه به عنوان «مغزی بر یک صندلی»، بلکه به عنوان «انسانی کامل با قلب، ذهن و روح» دیده شود و پیشرفت تحصیلی نه به مثابه هدف نهایی، بلکه به عنوان یکی از ثمرات طبیعی رشد همه جانبه شخصیت در نظر گرفته شود.
کلیدواژه ها:
تربیت عاطفی–هیجانی (SEL) ، هوش هیجانی (EQ) ، پیشرفت تحصیلی یکپارچه ، علوم اعصاب تربیتی ، یادگیری اجتماعی–هیجانی ، برنامه درسی یکپارچه نگر ، انگیزش درونی ، تاب آوری تحصیلی ، خودنظم دهی ، کارکردهای اجرایی ، محیط یادگیری مثبت ، فلسفه تربیتی انسان گرا ، ارزیابی اصیل ، توسعه حرفه ای معلمان ، مشارکت خانواده و جامعه.
نویسندگان
سیمین حبیب پور
فوق لیسانس علوم تربیتی
عبدالکریم مولود پور
فوق لیسانس دانشگاه آزاد ارومیه