روش های آموزشی نوین در مدارس : بازتعریف یادگیری در مدارس با تکیه بر علم مغز

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PSHR-1-9_020

تاریخ نمایه سازی: 18 بهمن 1404

چکیده مقاله:

آموزش و پرورش مبتنی بر مغز رویکردی نوین در حوزه تعلیم و تربیت است که با تکیه بر یافته های علوم شناختی، عصب شناسی و روان شناسی یادگیری، به تبیین چگونگی یادگیری طبیعی مغز انسان در محیط های آموزشی می پردازد. این رویکرد بر این اصل استوار است که فرایند یادگیری زمانی اثربخش تر خواهد بود که برنامه های آموزشی با ساختار، کارکرد و سازوکارهای مغزی هم راستا باشند. پژوهش های علوم شناختی نشان می دهند که عواملی چون هیجان، انگیزش، توجه، تعاملات اجتماعی، معنا داری محتوا و تجربه های فعال، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری و تثبیت یادگیری مدرسه ای دارند. آموزش مبتنی بر مغز با تاکید بر یادگیری فعال، مشارکتی و معنادار، به معلمان کمک می کند تا از روش هایی همچون تنوع محرک ها، یادگیری چندحسی، فعالیت های گروهی، بازخورد مستمر و ایجاد فضای عاطفی امن در کلاس درس استفاده کنند. این رویکرد همچنین اهمیت تفاوت های فردی، سبک های یادگیری و رشد طبیعی مغز دانش آموزان را برجسته می سازد و از آموزش های یکنواخت و حافظه محور فاصله می گیرد. به کارگیری یافته های علوم شناختی در یادگیری مدرسه ای می تواند به افزایش انگیزش درونی، بهبود توجه و تمرکز، تقویت حافظه، رشد تفکر انتقادی و خلاقیت و در نهایت ارتقای کیفیت یادگیری منجر شود. ازاین رو، آموزش و پرورش مبتنی بر مغز به عنوان چارچوبی علمی و کارآمد، می تواند نقش مهمی در بهبود فرایند تدریس–یادگیری و تحقق اهداف آموزش وپرورش نوین ایفا کند.

نویسندگان

امید فرج پور

کارشناسی ارشد زیست شناسی جانوری

مرتضی فرید

کارشناسی مکانیک خودرو

مریم گلال زاده

کارشناسی شیمی