چالش های گذار به آموزش ترکیبی (حضوری-مجازی) در مدارس دولتی ایران پس از همه گیری کرونا
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 4
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSHR-2-9_101
تاریخ نمایه سازی: 18 بهمن 1404
چکیده مقاله:
همه گیری ویروس کووید-۱۹ یکی از بزرگ ترین اختلال ها در نظام های آموزشی جهان در سده اخیر به شمار می رود که موجب تعطیلی گسترده مدارس و گذار اجباری به آموزش از راه دور شد. در ایران، مدارس دولتی به ناچار به پلتفرم های مجازی نظیر شاد روی آوردند، اما این تغییر ناگهانی با مشکلات متعدد فنی، پداگولژی و اجتماعی همراه بود. با فروکش کردن بحران همه گیری، رویکرد آموزش ترکیبی (blended learning) به عنوان مدلی پایدار برای بهره مندی همزمان از مزایای آموزش حضوری و مجازی مطرح گردید؛ مدلی که انعطاف پذیری، دسترسی گسترده تر و شخصی سازی یادگیری را نوید می دهد. با این حال، اجرای این مدل در مدارس دولتی ایران با چالش های جدی روبرو شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل چالش های اصلی گذار به آموزش ترکیبی در مدارس دولتی ایران پس از همه گیری کووید-۱۹ انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناختی بود. جامعه آماری شامل معلمان و مدیران مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود و نمونه گیری به شیوه هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری (۲۰ نفر: ۱۲ معلم و ۸ مدیر) ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل تماتیک کلایزی بررسی شدند. یافته های پژوهش چهار تم مرکزی را آشکار ساخت: (۱) کمبود زیرساخت های فنی و دسترسی نابرابر به فناوری (مانند اینترنت ناپایدار و فقدان تجهیزات دیجیتال در مناطق محروم)، (۲) ناکافی بودن آمادگی حرفه ای معلمان و مدیران در طراحی و اجرای محتوای ترکیبی، (۳) کاهش تعاملات اجتماعی و افت انگیزش دانش آموزان در مولفه مجازی، و (۴) تشدید مسائل عدالت آموزشی و افت تحصیلی در گروه های آسیب پذیر. این یافته ها نشان می دهند که بدون سرمایه گذاری هدفمند در زیرساخت ها، توسعه حرفه ای معلمان و تدوین سیاست های حمایتی فراگیر، آموزش ترکیبی نمی تواند به طور موثر و عادلانه اجرا شود. نتیجه گیری پژوهش بر لزوم برنامه ریزی بلندمدت برای تقویت نظام آموزشی در برابر بحران های آتی تاکید دارد. پیشنهادهای عملی شامل برگزاری دوره های آموزشی مداوم برای معلمان، ارتقای زیرساخت های دیجیتال در مدارس دولتی، توسعه محتوای بومی ترکیبی و اولویت بندی حمایت از مناطق محروم است. این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری آموزشی در جهت تحقق آموزش ترکیبی پایدار و عادلانه فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
آموزش ترکیبی ، چالش های گذار آموزشی ، مدارس دولتی ایران ، همه گیری کووید-۱۹ ، آموزش حضوری-مجازی ، عدالت آموزشی ، زیرساخت های دیجیتال ، توسعه حرفه ای معلمان
نویسندگان
ذبیح اله حیدری
کارشناسی علوم تربیتی
داراب بازیار
کارشناسی مطالعات اجتماعی