چرا ارزشیابی مدارس هنوز «عادلانه» نیست؟ تحلیلی چندرشته ای از عوامل روان شناختی، اجتماعی و فناورانه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSHR-2-9_100
تاریخ نمایه سازی: 18 بهمن 1404
چکیده مقاله:
ارزشیابی عملکرد مدارس به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای تضمین کیفیت و پاسخگویی در نظام های آموزشی، در بسیاری از کشورها از جمله ایران، با هدف ارتقای کارایی، بهبود فرایندهای یادگیری و تحقق عدالت آموزشی طراحی و اجرا می شود. با این حال، علی رغم تلاش های مستمر سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزشی در دهه های اخیر، شواهد متعدد نشان می دهد که این فرایند همچنان از دستیابی به سطح مطلوب عدالت آموزشی، به ویژه در ابعاد توزیعی، رویه ای و تعاملی، ناکام مانده است. این ناکامی ریشه در تعامل پیچیده و چندلایه عوامل روان شناختی (مانند سوگیری های شناختی و ادراکی ارزیابان)، عوامل اجتماعی (از جمله نابرابری های اقتصادی-اجتماعی، توزیع ناعادلانه منابع و تاثیر ساختارهای طبقاتی بر عملکرد مدارس) و عوامل فناورانه (شامل کمبود زیرساخت های هوشمند، شکاف دیجیتال میان مناطق شهری و روستایی و مقاومت سازمانی در برابر فناوری های نوین ارزشیابی) دارد.پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی تحلیلی-چندرشته ای و مبتنی بر مرور نظام مند منابع معتبر داخلی و بین المللی، به بررسی و تبیین این عوامل پرداخته و تلاش می کند تا نشان دهد چگونه این سه دسته از عوامل به صورت متقابل بر یکدیگر تاثیر گذاشته و مانع از تحقق ارزیابی عادلانه، شفاف و معتبر عملکرد مدارس می شوند. یافته های این مطالعه حاکی از آن است که سوگیری های روان شناختی ارزیابان و تصمیم گیران اغلب به ارزیابی ناعادلانه مدارس مناطق محروم منجر می شود؛ نابرابری های اجتماعی زمینه ای، فرصت های برابر برای بهبود عملکرد را از بسیاری مدارس سلب می کند؛ و عقب ماندگی فناورانه، امکان استفاده از ابزارهای دقیق، شفاف و مبتنی بر داده را به شدت محدود ساخته است.نتایج این پژوهش بر ضرورت بازطراحی نظام ارزشیابی عملکرد مدارس با تاکید همزمان بر آموزش ارزیابان به منظور کاهش سوگیری ها، توجه ویژه به عدالت توزیعی در تخصیص منابع، و سرمایه گذاری جدی در توسعه زیرساخت های فناورانه هوشمند و یکپارچه دلالت دارد. این مطالعه می تواند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری های آتی در جهت تحقق عدالت آموزشی پایدار و فراگیر در سطح مدارس کشور مورد استفاده قرار گیرد و زمینه ساز تحقیقات تجربی و مداخله ای آینده در این حوزه شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
صاحب خاتون اربابی
لیسانس اموزش ابتدایی