آموزش فراگیر و عدالت جنسیتی در مدارس: رویکردهای بین رشته ای برای کاهش نابرابری های آموزشی در مناطق محروم ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PSHR-2-9_012

تاریخ نمایه سازی: 18 بهمن 1404

چکیده مقاله:

آموزش فراگیر، به عنوان یکی از رویکردهای بنیادین در نظام های آموزشی معاصر، بر تامین فرصت های برابر آموزشی برای تمامی دانش آموزان فارغ از جنسیت، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و موقعیت جغرافیایی تاکید ورزیده و هدف آن ایجاد محیطی عادلانه و فراگیر است. پژوهش حاضر با تمرکز بر عدالت جنسیتی در مدارس مناطق محروم ایران، به بررسی و تحلیل رویکردهای بین رشته ای پرداخته است که قادرند نابرابری های آموزشی موجود را کاهش دهند. مسئله محوری این مطالعه، وجود نابرابری های جنسیتی پایدار در دسترسی به آموزش باکیفیت در مناطق محروم کشور است که ریشه در عوامل چندلایه فرهنگی، اقتصادی و ساختاری دارد و اغلب دختران را با موانع جدی تری مواجه می سازد. اهمیت این موضوع از آن روست که تحقق عدالت آموزشی نه تنها به دستیابی به اهداف توسعه پایدار کمک می کند، بلکه می تواند شکاف های اجتماعی را کاهش داده و چرخه فقر را در نسل های آینده بشکند.روش شناسی پژوهش از نوع ترکیبی (کمی و کیفی) بوده و جامعه آماری آن شامل ۵۰۰ دانش آموز (۲۵۰ دختر و ۲۵۰ پسر) از مدارس مناطق محروم استان های سیستان و بلوچستان و کردستان است. نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای انجام شد و در نهایت ۲۰۰ نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب گردیدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه استاندارد بومی سازی شده PIRLS (نسخه ۲۰۲۱) با ضریب پایایی Cronbach’s alpha برابر با ۰.۸۵ و همچنین مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون t مستقل و روش تحلیل تماتیک صورت پذیرفت.یافته های اصلی پژوهش نشان دهنده وجود تفاوت معنادار آماری در عملکرد تحصیلی بین دختران (میانگین ۶۵.۲) و پسران (میانگین ۷۸.۴) با مقدار (t =۳.۴۵, p <۰.۰۵) و اندازه اثر متوسط (Cohen’s d = ۰.۳۲) است. در بخش کیفی نیز تم های اصلی «موانع فرهنگی و اجتماعی»، «کمبود زیرساخت های آموزشی» و «نقش خانواده و جامعه» استخراج گردید. نتیجه گیری کلی پژوهش حاکی از آن است که بهره گیری از رویکردهای بین رشته ای – به ویژه ادغام دانش روانشناسی آموزشی، جامعه شناسی تربیتی و مطالعات جنسیتی – می تواند به طور موثری نابرابری های جنسیتی را کاهش دهد. پیامدهای عملی این یافته ها شامل تدوین سیاست های آموزشی فراگیر، تقویت حمایت های هدفمند از دختران مناطق محروم و طراحی برنامه های آموزشی بین رشته ای است که در نهایت به تحقق عدالت اجتماعی و آموزشی گسترده تر در جامعه ایران یاری خواهد رساند.

نویسندگان

اشرف ارجمند

لیسانس الهیات ومعارف اسلامی، مبانی فقه وحقوق