تحلیل نقش نظام ارزشیابی آموزشی در بازتولید یا تحرک ساختاری طبقات اجتماعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_ZGRS-2-1_032

تاریخ نمایه سازی: 18 بهمن 1404

چکیده مقاله:

این مقاله با رویکردی تحلیلی، به بررسی نقش دوگانه و متناقض نمای نظام های ارزشیابی آموزشی در بازتولید یا تسهیل تحرک ساختاری طبقات اجتماعی می پردازد. با اتکا به چارچوب های نظری جامعه شناسی آموزش (به ویژه آرای بوردیو و ترنر) و با مرور نظام مند شواهد تجربی جدید داخلی و بین المللی، استدلال می شود که این نظام ها ذاتا در میدانی از تنش میان ادعای عینیت و عدالت از یک سو، و عملکرد در بستر نابرابری های ساختاری از سوی دیگر عمل می کنند. یافته ها نشان می دهد که ابزارهای ارزشیابی به ظاهر عینی، به ویژه آزمون های استاندارد متمرکز (مانند کنکور در ایران)، غالبا به مکانیسم هایی کارآمد برای بازتولید نمادین نابرابری تبدیل می شوند؛ جایی که سرمایه فرهنگی و اقتصادی نابرابر خانواده ها از طریق عملکرد بهتر در آزمون، به «شایستگی فردی» ترجمه و طبیعی جلوه داده می شود. بااین حال، شواهد دیگری حاکی از آن است که این گرایش، سرنوشت محتوم نیست و با طراحی هدفمند، تغییر در فلسفه حاکم و اجرای سیاست های ترمیمی (مانند سهمیه بندی عادلانه و نظام های ارزشیابی چندمعیاره)، می توان از ظرفیت تحرک بخشی این نظام برای شناسایی استعدادهای متنوع و ایجاد مسیرهای جایگزین صعود اجتماعی بهره جست. درنتیجه، کارکرد نهایی ارزشیابی آموزشی نه ذاتی ابزارهای سنجش، بلکه محصول تعامل پویای عوامل فنی (طراحی ابزار)، ساختاری (توزیع منابع) و ایدئولوژیک-سیاستی (اهداف کلان) در هر بافت اجتماعی مشخص است. مقاله درپایان بر لزوم گنجاندن اصلاحات ارزشیابی در یک برنامه جامع عدالت آموزشی تاکید می ورزد.

نویسندگان

محبوبه شبانیان بروجنی

فوق لیسانس جغرافیا