تحلیل زیبایی شناختی صنایع بدیعی در شعر معاصر فارسی (مطالعه موردی: شاملو و فروغ)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_ZGRS-2-1_026

تاریخ نمایه سازی: 18 بهمن 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف تبیین کارکرد زیبایی شناختی و معناساز صنایع بدیعی در شعر معاصر فارسی، با مطالعه موردی احمد شاملو و فروغ فرخزاد انجام شده است. با تکیه بر این فرض که این صنایع در شعر نو صرفا آرایه هایی تزئینی نیستند، بلکه به ابزاری پویا برای بیان مضامین مدرن و ایجاد تجربه ای زیباشناختی منحصربه فرد تبدیل شده اند، به روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی اشعار این دو شاعر پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد شاملو با رویکردی معمارانه و آگاهانه، از صنایع لفظی مانند جناس و سجع برای ایجاد موسیقی درونی و ساختاری خطابی-حماسی، و از صنایع معنوی چون تضاد و متناقض نمایی برای بازتاب تنش های تاریخی و ایدئولوژیک عصر خویش بهره می برد. در مقابل، فروغ فرخزاد با نگاهی درون گرا و روانکاوانه، حس آمیزی و تشخیص را برای بیان کیفیات عاطفی پیچیده و اتحاد حواس، و تضاد را برای نمایش کشمکش های درونی زنانه و هستی شناختی خود به کار می گیرد. مطالعه تطبیقی این دو الگو آشکار می سازد که زیبایی شناسی صنایع بدیعی در شعر معاصر، از زیبایی شناسی سنتی صرفا لفظی فاصله گرفته و به عمق ساختار معنایی و عاطفی شعر نفوذ کرده است. در نهایت، این تحقیق نشان می دهد که چگونه گفتمان مسلط شعری (اجتماعی-تاریخی در شاملو و فردی-روان شناختی در فروغ)، تعیین کننده چگونگی انتخاب و کارکرد زیبایی شناختی این صنایع بوده است.

نویسندگان

احمد محمودی

کارشناس زبان و ادبیات فارسی