بررسی عوامل فردی و سازمانی موثر بر فرسودگی شغلی معلمان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_1561

تاریخ نمایه سازی: 18 بهمن 1404

چکیده مقاله:

فرسودگی شغلی معلمان به عنوان یکی از مهم ترین چالش های نظام های آموزشی معاصر، پدیده ای چندبعدی و پیچیده است که تحت تاثیر هم زمان عوامل فردی و سازمانی شکل می گیرد. این پدیده معمولا با نشانه هایی چون خستگی هیجانی، مسخ شخصیت و کاهش احساس موفقیت فردی همراه است و می تواند پیامدهای منفی گسترده ای برای سلامت روانی معلمان، کیفیت تدریس، انگیزش شغلی و در نهایت عملکرد تحصیلی دانش آموزان به دنبال داشته باشد. ازاین رو، شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر فرسودگی شغلی معلمان، به ویژه در بسترهای آموزشی در حال تغییر، ضرورتی انکارناپذیر محسوب می شود.از منظر عوامل فردی، ویژگی های شخصیتی، سبک های مقابله با استرس، میزان تاب آوری روان شناختی، خودکارآمدی، رضایت شغلی، تعادل کار و زندگی، و نگرش معلمان نسبت به حرفه تدریس نقش تعیین کننده ای در بروز یا پیشگیری از فرسودگی شغلی ایفا می کنند. معلمانی که از مهارت های مقابله ای موثر، حمایت اجتماعی مناسب و احساس معنا در کار برخوردارند، معمولا سطح پایین تری از فرسودگی شغلی را تجربه می کنند. در مقابل، ضعف در مهارت های مدیریت هیجان، انتظارات شغلی غیرواقع بینانه و فشارهای فردی می تواند زمینه ساز تشدید فرسودگی شغلی شود.در کنار عوامل فردی، عوامل سازمانی نیز سهم قابل توجهی در شکل گیری فرسودگی شغلی معلمان دارند. شرایط نامناسب محیط کار، حجم بالای وظایف آموزشی و اداری، تراکم کلاس ها، کمبود منابع و امکانات آموزشی، ابهام یا تعارض نقش، سبک های مدیریت غیرحمایتی، نبود فرصت های رشد حرفه ای، و احساس بی عدالتی سازمانی از جمله مهم ترین عوامل سازمانی موثر بر فرسودگی شغلی معلمان به شمار می روند. ساختارهای سازمانی ناکارآمد و سیاست های آموزشی ناپایدار می توانند فشارهای شغلی معلمان را افزایش داده و احساس ناتوانی و بی انگیزگی را در آنان تقویت کنند.نتایج پژوهش های مختلف نشان می دهد که فرسودگی شغلی معلمان حاصل تعامل پویا و پیچیده بین عوامل فردی و سازمانی است و تمرکز صرف بر یکی از این ابعاد نمی تواند تبیین جامعی از این پدیده ارائه دهد. بنابراین، طراحی و اجرای مداخلات پیشگیرانه و حمایتی مستلزم رویکردی جامع و چندسطحی است که هم به توانمندسازی فردی معلمان و هم به اصلاح ساختارها و فرایندهای سازمانی توجه داشته باشد. توجه به سلامت روانی معلمان، بهبود شرایط کاری، ارتقای حمایت سازمانی و تقویت مهارت های فردی می تواند نقش موثری در کاهش فرسودگی شغلی و افزایش اثربخشی نظام آموزشی ایفا کند.

نویسندگان

امجد ناوخاصی

دبیر علوم تجربی

نوبهار کمری

آموزگار