چالش ها و فرصت های آموزش و تعلیم وتربیت کودکان استثنایی در نظام آموزشی نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_12725
تاریخ نمایه سازی: 17 بهمن 1404
چکیده مقاله:
آموزش کودکان استثنایی (Special Education) به عنوان یکی از مهم ترین مولفه های توسعه انسانی و اجتماعی، همواره نیازمند توجه ویژه در هر نظام آموزشی پیشرو است. در عصر حاضر که تحولات بنیادین در ساختارهای آموزشی جهان، به ویژه حرکت به سمت مدل های فراگیر (Inclusive Education) شتاب گرفته است، بررسی دقیق چالش ها و شناسایی فرصت های موجود در مسیر تعلیم وتربیت این قشر از جامعه اهمیت مضاعفی می یابد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامع موانع ساختاری، فرهنگی، منابعی و روش شناختی، همراه با استخراج فرصت های ناشی از نوین سازی نظام آموزشی بر کودکان استثنایی، طراحی شده است. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی، بر مبنای مرور اسناد بالادستی، تجارب بین المللی و ادبیات تخصصی، سعی در ارائه تصویری شفاف از وضعیت موجود و مسیرهای آتی پیش رو دارد.تحول پارادایمی از مدل های صرفا پزشکی و توانبخشی به سمت مدل های اجتماعی و حقوق محور، سنگ بنای نظام آموزشی نوین در حوزه استثنایی است. این تحول، آموزش را نه صرفا به عنوان مجموعه ای از خدمات درمانی، بلکه به عنوان یک حق بنیادین و عاملی برای مشارکت کامل اجتماعی می بیند. در این چارچوب، آموزش فراگیر به عنوان الگوی مطلوب مطرح می شود که در آن، تمامی دانش آموزان، صرف نظر از نوع و شدت نیازهای ویژه، در محیط های آموزشی استاندارد و با حمایت های لازم مورد پذیرش قرار می گیرند. با این وجود، اجرای موفق این رویکرد در بافت های آموزشی متفاوت، به ویژه در نظام آموزشی ایران که با ساختارهای سنتی و محدودیت های منابع مواجه است، چالش های متعددی را به همراه داشته است.یکی از مهم ترین چالش ها، شکاف میان سیاست گذاری و اجرا است. در حالی که قوانین و مقررات ملی و بین المللی بر فراگیری تاکید دارند، زیرساخت های فیزیکی مدارس عادی اغلب فاقد تجهیزات لازم برای دسترسی پذیری هستند. کمبود فضاهای مجهز، مناسب سازی نشدن محیط های آموزشی برای دانش آموزان با ناتوانی های جسمی و حسی، و عدم رعایت اصول طراحی جهانی (Universal Design for Learning - UDL) همچنان موانع جدی محسوب می شوند.چالش دیگر، آمادگی نیروی انسانی است. معلمان دوره ابتدایی و متوسطه عمومی، اغلب فاقد آموزش های تخصصی لازم برای مدیریت کلاس های درس ناهمگن و ارائه راهبردهای آموزشی متمایز (Differentiated Instruction) هستند. شکاف دانش میان رویکردهای نوین (مانند مدل پاسخ به مداخله - Response to Intervention - RTI) و روش های سنتی تدریس، اجرای موثر برنامه های فردی شده (Individualized Education Program - IEP) را دشوار می سازد. علاوه بر این، کمبود متخصصان بالینی نظیر روانشناسان تربیتی، گفتاردرمانگران و کاردرمانگران در مدارس عادی، بار سنگینی بر دوش معلمان کلاس می گذارد.از منظر فرهنگی و نگرشی، اگرچه آگاهی بخشی هایی صورت پذیرفته است، اما همچنان انگ زنی (Stigmatization) و مقاومت خانواده ها و برخی کارکنان آموزشی در برابر پذیرش کامل دانش آموزان با نیازهای ویژه در مدارس عادی، یک مانع فرهنگی عمیق است. این نگرش ها مستقیما بر کیفیت تعاملات اجتماعی و میزان مشارکت دانش آموزان استثنایی تاثیر می گذارند.با وجود این چالش ها، نظام آموزشی نوین فرصت های بی بدیلی را فراهم می آورد. فناوری های نوین و ابزارهای کمک آموزشی (Assistive Technology)، نقش تحول آفرینی دارند. از نرم افزارهای خواندن متن برای دانش آموزان دارای نارساخوانی (Dyslexia) گرفته تا دستگاه های ارتباطی جایگزین (AAC) برای افراد با اختلالات شدید ارتباطی، فناوری پتانسیل عظیمی برای برداشتن موانع یادگیری دارد. استفاده از یادگیری شخصی سازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی (AI-driven Personalized Learning) می تواند نیازهای یادگیری منحصر به فرد هر دانش آموز را به شکلی کارآمدتر پاسخ دهد.فرصت دیگر، تاکید بر مدل های چندسطحی حمایت (Multi-Tiered System of Supports - MTSS) است. این مدل ها، مداخله زودهنگام و مستمر را از طریق ارزیابی های مکرر و ارائه حمایت های متناسب با شدت نیاز، تضمین می کنند و از تمرکز صرف بر برچسب گذاری دانش آموزان می کاهند. ادغام آموزش های عمومی و استثنایی تحت یک چارچوب واحد، می تواند منابع را متمرکز کرده و همکاری های بین رشته ای را تسهیل نماید.در نهایت، این پژوهش نتیجه می گیرد که حرکت موفقیت آمیز به سمت آموزش فراگیر نیازمند یک تعهد سیستمی و سرمایه گذاری پایدار است. این امر شامل بازنگری در برنامه های درسی دانشگاهی تربیت معلم، ایجاد زیرساخت های منعطف، و تقویت شبکه های حمایتی میان مدرسه، خانواده و جامعه است. تنها با غلبه بر چالش های ساختاری و بهره برداری موثر از فرصت های فناورانه و پارادایمی، می توان اطمینان حاصل کرد که آموزش کودکان استثنایی از حاشیه به متن نظام آموزشی راه یابد و به شکلی شایسته، مسیر شکوفایی استعدادهای آن ها هموار گردد.
کلیدواژه ها:
آموزش استثنایی ، آموزش فراگیر ، نظام آموزشی نوین ، چالش ها ، فرصت ها ، مدارس فراگیر ، یادگیری شخصی سازی شده ، فناوری های کمک آموزشی ، برنامه های فردی شده.
نویسندگان
علی محمدی کیش
آموزگار استثنائی
ابراهیم ساربانی چشم
دبیر