آموزش فراگیر در قرن ۲۱: چارچوب های نظری، شواهد تجربی و چالش های اجرای مبتنی بر عدالت آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_12722
تاریخ نمایه سازی: 17 بهمن 1404
چکیده مقاله:
آموزش فراگیر به عنوان یکی از رویکردهای محوری نظام های آموزشی در قرن بیست ویکم، بر فراهم سازی فرصت های یادگیری برابر برای همه دانش آموزان، صرف نظر از تفاوت های فردی، فرهنگی، اجتماعی و توانمندی های جسمی و ذهنی تاکید دارد. در دهه های اخیر، گسترش گفتمان عدالت آموزشی و حقوق بشر موجب شده است که آموزش فراگیر از یک رویکرد حاشیه ای به یک سیاست کلان در اسناد بین المللی و ملی آموزشی تبدیل شود . هدف پژوهش حاضر، تحلیل آموزش فراگیر در قرن ۲۱ با تمرکز بر چارچوب های نظری، شواهد تجربی و چالش های اجرایی آن در نظام های آموزشی است.این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بر پایه تحلیل اسناد، پژوهش های تجربی و گزارش های بین المللی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که آموزش فراگیر ریشه در نظریه های عدالت اجتماعی، یادگیری اجتماعی و رویکردهای انسان گرایانه دارد و تحقق آن مستلزم تغییر نگرش مدیران، معلمان و سیاست گذاران آموزشی است .شواهد تجربی حاکی از آن است که مدارس فراگیر می توانند به بهبود تعاملات اجتماعی، افزایش احساس تعلق، کاهش تبعیض و ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان منجر شوند.بااین حال، اجرای آموزش فراگیر با چالش هایی همچون کمبود منابع، ضعف آموزش معلمان، مقاومت فرهنگی و نبود سیاست های حمایتی منسجم مواجه است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تحقق آموزش فراگیر مبتنی بر عدالت آموزشی، نیازمند رویکردی نظام مند، حمایت نهادی و توسعه حرفه ای مستمر معلمان است. در مجموع، آموزش فراگیر نه تنها یک ضرورت آموزشی، بلکه یک الزام اخلاقی و اجتماعی برای نظام های آموزشی قرن ۲۱ به شمار می آید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
کورش فاتح نژاد
دکتری تخصصی مدیریت آموزشی - مدرس و استادراهنما دانشگاه فرهنگیان
علی اصغر فروزان نیا
دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان شهید مطهری شیراز