نقش کتاب های درسی و ادبیات کودکان در بازتولید یا بازتعریف کلیشه های جنسیتی: تحلیل محتوای تصاویر و متون دوره ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_12558

تاریخ نمایه سازی: 17 بهمن 1404

چکیده مقاله:

کتاب های درسی و ادبیات کودکان نه تنها به عنوان ابزارهای انتقال دانش، بلکه در قامت قدرتمندترین رسانه های شکل دهنده به جهان بینی، هویت اجتماعی و انگاره های ذهنی نسل آینده عمل می کنند؛ رسانه هایی که با تلفیق متن و تصویر، قادر به القای ارزش ها، نقش ها و الگوهای رفتاری هستند و در این میان، بازنمایی جنسیت به یکی از حساسترین و بحث برانگیزترین عرصه های تحلیل گفتمان آموزشی بدل شده است. این مقاله با هدف انجام تحلیلی ژرف و نظام مند بر نقش کتاب های درسی فارسی و ادبیات کودکان منتخب در بازتولید یا بازتعریف کلیشه های جنسیتی در دوره ابتدایی به نگارش درآمده است. با اتکا به روش تحقیق تحلیل محتوای کیفی و کمی و با بهره گیری از چارچوب های نظری فمینیستی و مطالعات فرهنگی، مجموعه ای جامع از کتاب های درسی پایه های اول تا ششم ابتدایی و همچنین نمونه های شاخصی از ادبیات کودکان (داستان ها و شعرهای مستقل) در بازه زمانی پنج سال اخیر مورد واکاوی قرار گرفته اند. یافته ها به روشنی حاکی از آن است که علی رغم برخی تلاش های پراکنده برای اصلاح، الگوهای کلیشه ای جنسیتی کماکان در لایه های پنهان و آشکار این متون حضوری پررنگ و نظام مند دارند؛ حضوری که در تصاویر با تفکیک فضایی مشاغل، فعالیت ها و حتی رنگ ها، و در متون با تخصیص صفات شخصیتی ثابت، افعال کنشی یا انفعالی متفاوت، و تداوم روایت های سنتی از خانواده و اجتماع خود را نشان می دهد. در تصاویر کتاب ها، مردان عمدتا در فضاهای عمومی، مشاغل مدیریتی و فنی، و فعالیت های پرتحرک به تصویر کشیده می شوند، حال آنکه زنان بیشتر در نقش های مراقبتی، در فضای خصوصی خانه، و با حالات هیجانی منفعلانه ظاهر می گردند. در متون درسی، صفاتی چون شجاعت، کنجکاوی و ریسک پذیری غالبا به شخصیت های مرد نسبت داده می شود، در حالی که شخصیت های زن بیشتر با مهربانی، نظم و ترس توصیف می شوند. با این حال، ادبیات کودکان غیردرسی گاه گام هایی بلندتر در راستای بازتعریف نقش ها و شکستن الگوهای سنتی برداشته اند. چالش اصلی، مقاومت نهادینه شده در برابر تغییر، ترس از به چالش کشیدن ارزش های سنتی، و کمبود نویسندگان و تصویرگران آگاه به مسائل جنسیتی در حوزه تالیف کتاب های درسی است. راهکارهای پیشنهادی در سطوح سیاستگذاری، تولید محتوا، و آموزش معلمان متمرکز است و بر لزوم تشکیل کارگروه های تخصصی متشکل از متخصصان مطالعات جنسیتی، روانشناسان کودک و مربیان برای بازبینی اساسی کتاب ها، تدوین راهنماهای حساس به جنسیت برای نویسندگان و تصویرگران، و توانمندسازی معلمان برای نقد و تفسیر انتقادی محتوای کتاب ها با دانش آموزان تاکید دارد. در نهایت، این مقاله بر این نکته پای می فشارد که کتاب درسی و ادبیات کودک، آینه تمام نمای جامعه نیستند، بلکه دستگاه ایدئولوژیکی هستند که می توانند با انتخابی آگاهانه، یا به تثبیت نابرابری های دیرپا کمک کنند، یا بستری برای پرورش شهروندانی نقاد، خلاق و آزاد از قید کلیشه های محدودکننده جنسیتی فراهم آورند. انتخاب میان بازتولید و بازتعریف، انتخابی اخلاقی و سیاسی است که آینده روابط انسانی در جامعه را رقم خواهد زد.

نویسندگان

طیبه احمدی

لیسانس حقوق قضائی دانشگاه آزاد واحد زاهدان