تاثیر عوامل فرهنگی–اجتماعی بر کیفیت ارتباط خانه و مدرسه در شناسایی استعدادهای دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_12394

تاریخ نمایه سازی: 17 بهمن 1404

چکیده مقاله:

خانواده و مدرسه به عنوان دو نهاد بنیادین اجتماعی، نقش محوری در فرآیند رشد، جامعه پذیری و پرورش توانمندی های فردی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. در نظام های آموزشی معاصر، تاکید صرف بر آموزش رسمی و محتوای درسی، جای خود را به رویکردهای جامع تری داده است که در آن، شناسایی و پرورش استعدادهای متنوع دانش آموزان در ابعاد شناختی، عاطفی، اجتماعی، هنری و خلاقانه مورد توجه قرار می گیرد. تحقق این هدف، مستلزم تعامل موثر و مستمر میان خانه و مدرسه است؛ تعاملی که نه تنها یک رابطه اداری یا آموزشی، بلکه پدیده ای عمیقا فرهنگی و اجتماعی به شمار می رود (اعزازی، ۱۳۸۹).از منظر جامعه شناسی خانواده، خانواده نخستین و پایدارترین نهاد جامعه پذیری فرد محسوب می شود که از طریق آن، ارزش ها، هنجارها، نگرش ها و الگوهای رفتاری به نسل جدید منتقل می گردد (منادی، ۱۳۹۴). پژوهش ها نشان می دهد که سبک های فرزندپروری، ساختار خانواده و کیفیت روابط درون خانوادگی، تاثیر مستقیمی بر نگرش فرزندان نسبت به آموزش، مدرسه و یادگیری دارند (امیری قمصری، ۱۳۷۳؛ دسترنج، ۱۳۹۲). از این رو، تعامل خانواده با مدرسه را نمی توان جدا از بستر فرهنگی–اجتماعی خانواده ها تحلیل کرد. خانواده ها با سطوح متفاوت سرمایه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی وارد تعامل با مدرسه می شوند و این تفاوت ها می تواند کیفیت ارتباط و میزان مشارکت آنان را به طور معناداری تحت تاثیر قرار دهد.در این میان، مفهوم سرمایه فرهنگی جایگاه ویژه ای در تبیین نابرابری های آموزشی و کیفیت ارتباط خانه و مدرسه دارد. بر اساس دیدگاه های نظری برگرفته از بوردیو، سرمایه فرهنگی شامل مجموعه ای از دانش ها، مهارت ها، نگرش ها و ذائقه های فرهنگی است که عمدتا در بستر خانواده شکل می گیرد و در تعامل با نهاد آموزش رسمی بازتولید می شود (شویره، فونتن و زرده، ۱۳۹۳). خانواده هایی که از سرمایه فرهنگی بالاتری برخوردارند، معمولا انتظارات مدرسه را بهتر درک می کنند، زبان مشترک تری با معلمان دارند و نقش فعال تری در فرآیندهای آموزشی و شناسایی استعدادهای فرزندان خود ایفا می کنند. در مقابل، فاصله فرهنگی میان خانواده و مدرسه می تواند منجر به سوءتفاهم، کاهش مشارکت والدین و در نهایت نادیده گرفتن استعدادهای بالقوه دانش آموزان شود.از سوی دیگر، تحولات اجتماعی ناشی از مدرنیته و جهانی شدن، الگوهای سنتی خانواده و روابط آن با نهاد مدرسه را دستخوش تغییر کرده است. گیدنز (۱۳۹۳) با اشاره به «جهان رها شده»، بر سیال شدن روابط اجتماعی و تغییر نقش های نهادی تاکید می کند. در چنین شرایطی، خانواده ها با چالش های جدیدی همچون تغییر سبک زندگی، افزایش اشتغال والدین، گسترش فناوری های ارتباطی و تغییر انتظارات آموزشی مواجه اند. این تحولات، اگرچه می توانند فرصت هایی برای ارتباط گسترده تر و متنوع تر میان خانه و مدرسه فراهم کنند، اما در عین حال ممکن است به تضعیف ارتباطات چهره به چهره و کاهش مشارکت موثر والدین منجر شوند (سیف زاده، ۱۳۹۱).نقش مدرسه نیز در این فرآیند قابل چشم پوشی نیست. مدرسه به عنوان نهادی اجتماعی، صرفا وظیفه انتقال دانش رسمی را بر عهده ندارد، بلکه یکی از کارکردهای اساسی آن، شناسایی و پرورش استعدادهای دانش آموزان در تعامل با خانواده و جامعه است (ریاحی، ۱۳۹۷). پژوهش ها نشان می دهد مدارسی که رویکرد مشارکتی دارند و خانواده ها را به عنوان شرکای آموزشی به رسمیت می شناسند، زمینه مناسبی برای تبادل اطلاعات، هم افزایی منابع و شناسایی دقیق تر توانمندی های دانش آموزان فراهم می کنند (غفاری و نیازی، ۱۳۸۶). در مقابل، رویکردهای اقتدارگرایانه و یک سویه می توانند موجب فاصله گیری خانواده ها و کاهش کیفیت ارتباط خانه و مدرسه شوند.شناسایی استعدادهای دانش آموزان، فرآیندی چندبعدی و پیچیده است که نمی تواند صرفا بر اساس شاخص های تحصیلی و آزمون های استاندارد انجام گیرد. نظریه های رشد و شخصیت تاکید می کنند که استعدادها در بستر تعامل عوامل زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرند و بروز می یابند (ماسن و همکاران، ۱۳۸۰؛ کیگان و همکاران، ۱۳۸۰). در این چارچوب، والدین به عنوان نزدیک ترین ناظران رشد کودک، اطلاعات ارزشمندی درباره علایق، توانایی ها و ویژگی های شخصیتی فرزندان خود در اختیار دارند. کیفیت ارتباط خانه و مدرسه تعیین می کند که تا چه اندازه این اطلاعات در فرآیند تصمیم گیری آموزشی و شناسایی استعدادها مورد استفاده قرار گیرد.

کلیدواژه ها:

مدرسه ، خانه ، عوامل قرهنگی و اجتماعی

نویسندگان

نارنج جعفری باکلانی

کارشناسی زبان و ادبیات فارسی