تحلیل نقش بهینه سازی زمان در افزایش بازدهی فرآیند تدریس-یادگیری در مدارس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_12314
تاریخ نمایه سازی: 17 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در هر نظام آموزشی کارآمد، فرآیند پیچیده تدریس یادگیری قرار دارد که کیفیت آن تعیین کننده اصلی تحقق اهداف تربیتی است. در این فرآیند، زمان به عنوان یکی از ارزشمندترین و محدودترین منابع در اختیار معلم و دانش آموز، نقشی حیاتی ایفا می کند. با این حال، در محیط های آموزشی به ویژه مدارس، همواره شاهد چالش های جدی در زمینه مدیریت و استفاده بهینه از این منبع گران بها هستیم. اتلاف زمان در فعالیت های غیرمرتبط، برنامه ریزی نامناسب توالی آموزش، و فقدان ساختار زمانی منسجم می تواند به کاهش شدید بازدهی آموزشی بینجامد، به گونه ای که با وجود صرف ساعت های متمادی، دستاوردهای یادگیری در حد انتظار محقق نشود. در نقطه مقابل، بهینه سازی زمان به معنای طراحی هوشمندانه، تخصیص هدفمند و استفاده موثر از هر لحظه آموزشی است به گونه ای که حداکثر بازدهی در یادگیری عمیق و پایدار دانش آموزان حاصل گردد. اهمیت این موضوع از ارتباط مستقیم آن با عدالت آموزشی نیز نشات می گیرد؛ چرا که اتلاف زمان در کلاس درس در واقع محروم کردن همه دانش آموزان به ویژه آنان که از حمایت آموزشی خارج از مدرسه کم بهره ترند، از فرصت یادگیری برابر است. این تحلیل در پی آن است که نشان دهد چگونه راهبردهای عملی مانند طراحی دقیق مراحل یادگیری بر اساس سطوح شناختی، تلفیق هوشمندانه روش های تدریس برای حفظ انگیزه و توجه، کاهش وقفه های مدیریتی غیرضروری، و استفاده از فناوری برای خودکارسازی امور تکراری می تواند چارچوب زمانی کلاس درس را به شکلی اثربخش بازتنظیم کند. در چنین شرایطی، زمان نه به عنوان محدودیتی تحمیلی، بلکه به عنوان بستری تسهیل گر برای تعاملات معنادار، تمرین هدفمند و بازخورد موثر عمل می نماید. این بهینه سازی موجب می شود معلم بتواند بر طراحی تجربیات یادگیری عمیق تر متمرکز شود و دانش آموز نیز فرصت کافی برای پردازش اطلاعات، رفع اشکال و درونی سازی مفاهیم را پیدا کند. در نهایت، افزایش بازدهی فرآیند به معنی تحقق یادگیری با کیفیت بالاتر در مدت زمان معین یا دستیابی به اهداف یکسان در زمان کمتر است که هر دو به ارتقای بهره وری نظام آموزشی می انجامند. بررسی علمی این نقش و شناسایی مولفه های کلیدی آن می تواند راهنمای عمل برای معلمان و مدیران آموزشی در جهت خلق محیط های یادگیری پربازده تر باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
خورشید محمدخانی
کارشناسی ارشد جغرافیای شهری
لیلا محمدخانی
کارشناسی ارشد جغرافیای محیط زیست