سنجش تاثیر برنامه ریزی ساختاریافته زمانی بر بهبود نتایج آموزشی در محیط های تعاملی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_11961

تاریخ نمایه سازی: 17 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در کانون هر محیط یادگیری پویا و تعاملی، چگونگی سازماندهی و بهره برداری از زمان به عنوان یک منبع محدود و غیرقابل جایگزین، نقشی تعیین کننده در کیفیت فرآیند و نتایج آموزشی ایفا می کند. با گسترش رویکردهای دانش آموزمحور و تعاملی که بر مشارکت فعال، گفت وگو و کشف مفاهیم تاکید دارند، نیاز به مدیریت هوشمندانه زمان آموزشی بیش از پیش احساس می شود. در این بافت، برنامه ریزی ساختاریافته زمانی به معنای طراحی آگاهانه و هدفمند توالی، مدت و چینش فعالیت های آموزشی بر اساس اهداف یادگیری مشخص، فراتر از یک جدول زمان بندی ساده ظاهر می شود. این نوع برنامه ریزی، چهارچوبی منعطف اما شفاف فراهم می آورد که ضمن تضمین پوشش محتوای اساسی، فضای لازم برای شکوفایی تعاملات معنادار، تفکر عمیق و پردازش اطلاعات توسط یادگیرندگان را نیز محافظت می کند. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می شود که فقدان چنین ساختاری در محیط های تعاملی می تواند به آشفتگی، اتلاف وقت در فعالیت های کم اثر و در نهایت، ناکامی در دستیابی به عمق یادگیری مورد انتظار بینجامد. سنجش تاثیر این برنامه ریزی بر بهبود نتایج آموزشی، به معنای بررسی ارتباط بین طراحی زمان مند فعالیت ها و شاخص هایی مانند درک مفهومی، حفظ و انتقال آموخته ها، مهارت های تفکر و همچنین نگرش دانش آموزان نسبت به فرآیند یادگیری است. این ارزیابی در پی آن است که مشخص کند چگونه یک برنامه زمانی ساختاریافته، با توزیع مناسب زمان بین ارائه اطلاعات، فعالیت های گروهی، بحث های هدایت شده و بازتاب فردی، می تواند کیفیت تعاملات را افزایش داده و آن ها را از سطحی اجتماعی به سطحی شناختی و یادگیرنده محور ارتقا دهد. در چنین محیطی، زمان به گونه ای مدیریت می شود که تعاملات نه به صورت تصادفی، بلکه در نقاط بهینه و با هدف تقویت درک مفاهیم کلیدی صورت می پذیرد. این ساختارمندی به معلم کمک می کند تا بازخورد به موقع ارائه دهد و پیشرفت یادگیری را پایش کند و در عین حال، به دانش آموزان اطمینان خاطر می دهد که فضای کافی برای ابراز نظر، پرسش و آزمایش ایده هایشان وجود دارد. در نتیجه، این پژوهش به دنبال واکاوی این رابطه است که چگونه برنامه ریزی زمانی دقیق و مبتنی بر اهداف، می تواند ظرفیت ذاتی محیط های تعاملی برای تولید نتایج آموزشی غنی تر و پایدارتر را محقق سازد و از هدررفت انرژی آموزشی جلوگیری کند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

بیتا دادجو

کاردانی آموزش ابتدایی

سکینه خیری

کارشناسی زبان و ادبیات

رقیه عسگری

کارشناسی ادبیات

شهین امن خانی

کارشناسی آموزش علوم تجربی