مدرسه محوری به مثابه بستری برای توسعه فرهنگ خلاقیت و نوآوری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_11881
تاریخ نمایه سازی: 17 بهمن 1404
چکیده مقاله:
مدرسه محوری به عنوان یک پارادایم مدیریتی و آموزشی، با تمرکز بر افزایش اختیار، مسئولیت پذیری و نقش آفرینی مستقیم واحد آموزشی در فرآیندهای تصمیم سازی، تحولی بنیادین در ساختار نظام های متمرکز آموزشی ایجاد می کند. اهمیت و ضرورت پرداختن به این رویکرد در عصر حاضر، از آن جا ناشی می شود که دنیای پیچیده و پرشتاب کنونی، با چالش ها و نیازهای نوظهور فراوانی روبه روست که حل آن ها مستلزم پرورش انسان هایی خلاق، نوآور، انعطاف پذیر و توانمند در تفکر نقادانه است. نظام های آموزشی سنتی و متمرکز، اغلب به دلیل یکسان سازی برنامه ها، روش ها و انتظارات، امکان پاسخگویی به تنوع استعدادها، علایق و نیازهای خاص هر محیط آموزشی و بافت محلی را محدود ساخته و در نتیجه، زمینه های بروز و رشد خلاقیت را کاهش می دهند. بیان مساله اصلی این مقاله توصیفی حول این محور است که علی رغم تاکید اسناد بالادستی و سیاست های کلان آموزشی بر ضرورت توسعه فرهنگ خلاقیت و نوآوری در مدارس، شاهد هستیم که در عمل، موانع ساختاری ناشی از تمرکزگرایی، مانند برنامه های درسی ثابت، روش های ارزشیابی یکسان، تصمیم گیری های اداری متمرکز و عدم مشارکت واقعی معلمان و جامعه محلی در اداره مدرسه، به عنوان سدهایی جدی در برابر تحقق این هدف عمل می کنند. این امر منجر به شکافی آشکار بین آرمان های تربیتی و واقعیت های موجود در کلاس های درس شده است. از این رو، پرسش اصلی آن است که چگونه می توان رویکرد مدرسه محوری را به مثابه بستر و مکانیزمی توانمندساز، برای شکوفایی فرهنگ خلاقیت و نوآوری در مدارس به کار گرفت؟ این مقاله با تمرکز بر واکافی ظرفیت های نهفته در رویکرد مدرسه محوری، درصدد است تا نشان دهد چگونه تفویض اختیار به مدرسه در حوزه هایی مانند طراحی بخشی از برنامه درسی، انتخاب روش های تدریس و ارزشیابی، مدیریت منابع و ایجاد پیوندهای اثربخش با جامعه محلی، می تواند فضایی پویا، منعطف و پاسخگو ایجاد کند. در چنین فضایی، مدیران و معلمان به عنوان عاملان تغییر، امکان طراحی و اجرای راه بردهای آموزشی خلاقانه، متناسب با ویژگی های دانش آموزان و محیط خود را یافته و دانش آموزان نیز در بستری مشارکتی و تجربه محور، به جای انباشت منفعلانه اطلاعات، مهارت های تفکر، حل مساله و نوآوری را به طور عینی می آموزند. بنابراین، تبیین ارتباط نظری و عملی بین مولفه های مدرسه محوری و الزامات توسعه فرهنگ خلاقیت، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب در نظام تربیتی کشور است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حبیب دریاب
لیسانس مدیریت دولتی
لیدا کیوانفر
لیسانس ادبیات
سلام دادگر
لیسانس دبیری الهیات ومعارف اسلامی
سعید محجوبی مقدم
لیسانس تربیت بدنی