آموزش مهارت های اجتماعی در مدارس سنتی و مدرن
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPERO04_255
تاریخ نمایه سازی: 16 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش به بررسی تطبیقی تاثیرات دو پارادایم غالب آموزشی، یعنی مدل سنتی متمرکز و مدل مدرن مشارکتی، بر توسعه و شکوفایی مهارت های اجتماعی دانش آموزان در دوره های تحصیلی منتخب می پردازد. هدف اصلی، کالبدشکافی دقیق مکانیسم هایی است که از طریق آن ها، ساختار سازمانی، روش های تدریس و محیط های یادگیری مبتنی بر این دو مدل، به طور متفاوت بر ابعاد مختلف کفایت اجتماعی، شامل ارتباط موثر، حل تعارض، همدلی و همکاری تاثیر می گذارند. مدل سنتی که بر انتقال دانش از بالا به پایین، نظم صریح و پیروی از دستورالعمل های مشخص تکیه دارد، عمدتا در ایجاد رفتارهای اجتماعی هنجارمند و انطباق پذیری با ساختارهای سلسله مراتبی موفق بوده است؛ به گونه ای که دانش آموزان در این فضاها معمولا در رعایت آداب معاشرت و احترام به مرجعیت عملکرد مطلوبی از خود نشان می دهند، هرچند این انطباق اغلب ریشه در اجتناب از مجازات دارد تا درونی سازی فعالانه ارزش های اجتماعی (کیم و لیو، ۲۰۱۹). در مقابل، مدل مدرن که بر یادگیری فعال، پروژه های گروهی و محیط های منعطف تاکید دارد، بستری غنی برای توسعه مهارت های پیچیده تر اجتماعی مانند مذاکره، تفکر انتقادی در تعاملات و همدلی شناختی فراهم می آورد (هارپر و گراهام، ۲۰۲۱). یافته های این مطالعه نشان می دهند که اگرچه مدل مدرن، چارچوب های قوی تری برای مواجهه با تعارضات میان فردی و ترویج همکاری های چندجانبه ایجاد می کند، اما ممکن است در زمینه ترویج احترام مطلق به قواعد ساختاری و ثبات رفتاری با کاستی هایی مواجه شود، زیرا انعطاف پذیری بیش از حد می تواند به ابهام در مرزهای رفتاری منجر گردد (احمدی و محمدی، ۲۰۲۳). این پژوهش با استفاده از چارچوب های نظری جامعه شناختی و روانشناختی اجتماعی، به تحلیل چگونگی بازتولید الگوهای تعاملی در هر دو محیط می پردازد و استدلال می کند که مهارت های اجتماعی صرفا مجموعه ای از رفتارهای آموخته شده نیستند، بلکه محصول تعامل پیچیده میان ساختار محیطی و ظرفیت های فردی برای انطباق هستند. تاکید بیش از حد بر انضباط بیرونی در مدل سنتی، مانع از ظهور عاملیت (Agency) اجتماعی در دانش آموزان می شود، در حالی که مدل مدرن با فراهم آوردن فرصت های مکرر برای انتخاب و خطا در تعاملات، زمینه را برای خودتنظیمی اجتماعی فراهم می سازد. در نهایت، این تحقیق به سیاست گذاران آموزشی پیشنهاد می دهد که با تلفیق عناصری از نظم ساختاریافته سنتی با متدولوژی های تعاملی مدرن، برنامه ای جامع برای آموزش مهارت های اجتماعی ایجاد کنند که هم بر پایه ارزش های فرهنگی استوار باشد و هم دانش آموزان را برای پیچیدگی های جامعه جهانی آماده سازد، زیرا توسعه پایدار اجتماعی مستلزم شهروندانی است که هم بتوانند در یک ساختار کار کنند و هم بتوانند آن ساختار را نقد و بهبود بخشند. این مطالعه با ارائه یک نمای کلی از مزایا و معایب هر مدل در توسعه مهارت های حیاتی اجتماعی، شکاف دانش موجود را در ادبیات آموزشی ایران و جهان پر می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه شفیعی
شاغل فرهنگی اداره آموزش و پرورش استان فارس
فرنگیس زندی
شاغل فرهنگی اداره آموزش و پرورش استان فارس
محمدکریم پرویزی
شاغل فرهنگی اداره آموزش و پرورش استان فارس