تعامل معلم و دانش آموز؛ سنگ بنیان یادگیری موثر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_11562

تاریخ نمایه سازی: 16 بهمن 1404

چکیده مقاله:

تعامل معلم و دانش آموز، به عنوان قلب تپنده فرآیند آموزش و پرورش، یک پدیده چندبعدی و پیچیده است که کیفیت آن سرنوشت تحصیلی، عاطفی و اجتماعی فراگیران را شکل می دهد. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با هدف تبیین جایگاه محوری این تعامل، ضمن مرور نظام مند منابع علمی فارسی معتبر، به واکاوی ژرف ای از اجزای تشکیل دهنده، گونه شناسی، عوامل تقویت کننده و موانع پیش روی یک رابطه موثر آموزشی می پردازد.یافته های تحقیق به وضوح نشان می دهد که تعامل مثبت، فراتر از یک الگوی ساده پرسش و پاسخ، بستری حیاتی برای تحقق اهداف عالی تربیتی است. در سایه چنین تعاملی است که امنیت روانی ایجاد می شود، انگیزه درونی برای یادگیری شکوفا می گردد، مشارکت فعال دانش آموزان برانگیخته می شود و پیشرفت تحصیلی معنادار حاصل می آید. شواهد پژوهشی داخلی حاکی از آن است که در کلاس های درس مدارس موفق در آزمون های بین المللی، فضای مبتنی بر احترام متقابل و حمایتگری عاطفی معلم یک ویژگی مشترک و برجسته است. در مقابل، تعاملات سرد، یک سویه یا مبتنی بر کنترل صرف، نه تنها یادگیری را به سطحی نازل تقلیل می دهد، بلکه می تواند به ایجاد نگرش منفی نسبت به مدرسه، افزایش اضطراب آموزشی و تضعیف اعتماد به نفس دانش آموزان بینجامد.این مقاله با استناد به پژوهش های میدانی، گونه شناسی پنج گانه ای از تعاملات کلاسی (شامل مراقبتی، مشارکتی، مدیریتی، مخرب و مهندسی اجتماعی) ارائه می دهد و بر ضرورت حرکت به سمت الگوهای مراقبتی و مشارکتی تاکید می ورزد. در ادامه، راهکارهای عملی و کاربردی برای نیل به این هدف تشریح شده است که از آن جمله می توان به ایجاد محیط امن و عاری از تهدید، به کارگیری روش های تدریس فعال و تعاملی مانند پروژه و بحث گروهی، تقویت مهارت های ارتباطی کلیدی معلم (به ویژه گوش دادن فعال، ارائه بازخورد توصیفی و استفاده موثر از زبان بدن)، توجه جدی به تفاوت های فردی و توسعه ارتباطات انسانی و غیررسمی اشاره کرد.همچنین، مقاله به صورت واقع بینانه موانع ساختاری و نگرشی پیش رو را بررسی می کند. تراکم جمعیت کلاس های درس، حجم زیاد و انعطاف ناپذیر برنامه های درسی، کمبود امکانات و فضای فیزیکی مناسب، باورهای ریشه دار سنتی درباره نقش اقتدارگرای معلم و در برخی موارد کمبود آموزش های حرفه ای لازم برای معلمان در حوزه ارتباط و مدیریت کلاس، از جمله این چالش ها برشمرده شده اند.در جمع بندی نهایی تاکید می شود که تحول در فرآیند یاددهی-یادگیری، در گرو گذار از پارادایم معلم محوری و انتقال صرف اطلاعات، به سمت پارادایم دانش آموزمحوری و ساخت مشترک معنا است. در این پارادایم جدید، معلم به عنوان تسهیل گر، راهنمای دلسوز و مشوق، پلی ارتباطی مستحکم با دانش آموز برقرار می کند و فضایی می آفریند که در آن، هر دانش آموز احساس می کند دیده شده، شنیده شده و قادر به ابراز وجود است. تقویت این گونه تعاملات، نه تنها وظیفه حرفه ای معلمان، بلکه نیازمند پشتیبانی سیاستی، اصلاح برنامه ریزی درسی و فراهم آوردن بسترهای لازم توسط نهادهای متولی آموزش است تا در نهایت، کلاس درس به کارگاهی پویا برای پرورش انسان های متفکر، خلاق و مسئول در قبال خود و جامعه تبدیل شود

کلیدواژه ها:

نویسندگان

حبیبه عباسی

کارشناسی علوم تربیتی مدیریت آموزشی

افسانه علیزاده

کاردانی کامپیوتر

مینا فتحی

کارشناسی پرستاری

فضه رضازاده

دیپلم علوم انسانی