تاثیر فضای آموزشی استاندارد بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_11460
تاریخ نمایه سازی: 16 بهمن 1404
چکیده مقاله:
فضای آموزشی، به عنوان مجموعه ای از عوامل فیزیکی، روانی، اجتماعی و فرهنگی که محیط یادگیری دانش آموزان را احاطه کرده اند، نقشی محوری در شکل دهی به فرآیند آموزش و در نهایت، میزان پیشرفت تحصیلی آنان ایفا می کند. این پژوهش با هدف بررسی جامع و تحلیلی تاثیر ابعاد مختلف فضای آموزشی استاندارد بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان انجام پذیرفته است. فضای آموزشی استاندارد فراتر از صرفا فراهم بودن ساختمان و تجهیزات اولیه است؛ بلکه شامل طراحی ارگونومیک کلاس ها، نورپردازی مناسب، سیستم های تهویه بهینه، دسترسی به منابع فناوری اطلاعات، ایمنی محیط، و از همه مهم تر، جو روانی حمایتی و تعاملی است که یادگیری را تسهیل می کند. تحقیقات متعدد در حوزه روانشناسی تربیتی و معماری آموزشی نشان می دهند که کیفیت محیط فیزیکی به طور مستقیم بر سطح توجه، تمرکز، انگیزه درونی و حتی سلامت جسمانی دانش آموزان اثرگذار است. به عنوان مثال، کلاس هایی با نور طبیعی کافی و کنترل شده، در مقایسه با فضاهای تاریک و مصنوعی، به طور معناداری در کاهش خستگی بصری و افزایش بازدهی شناختی عمل می کنند. علاوه بر جنبه های فیزیکی، ابعاد اجتماعی و روانشناختی فضای آموزشی اهمیت مضاعفی دارند. وجود محیطی که در آن دانش آموز احساس تعلق، امنیت و احترام کند، بستر لازم برای ریسک پذیری فکری، مشارکت فعال و یادگیری عمیق را فراهم می آورد. در مقابل، فضاهایی که مملو از استرس، رقابت ناسالم یا عدم انضباط آشکار هستند، می توانند مکانیسم های مقابله ای منفی را در دانش آموز فعال کرده و پیشرفت تحصیلی را تضعیف نمایند. این پژوهش با رویکردی ترکیبی، ابعاد مختلف فضای آموزشی استاندارد – شامل کیفیت زیرساخت های فیزیکی (مانند ابعاد کلاس، مبلمان، تجهیزات سمعی و بصری)، کیفیت محیط اجتماعی (مانند روابط معلم و دانش آموز، فرهنگ مدرسه) و کیفیت محیط روانی (مانند احساس امنیت و حمایت) – را مورد سنجش قرار می دهد و ارتباط آماری و کیفی آن ها را با شاخص های پیشرفت تحصیلی نظیر نمرات آزمون ها، میزان مشارکت و نرخ نگهداری تحصیلی ارزیابی می کند. فرضیه اصلی پژوهش این است که بهینه سازی فضای آموزشی بر اساس استانداردهای علمی و تربیتی، منجر به ارتقاء معنادار مولفه های یادگیری در دانش آموزان خواهد شد. این استانداردسازی نه تنها نیازمند سرمایه گذاری مادی در توسعه زیرساخت ها است، بلکه مستلزم بازنگری در رویکردهای مدیریتی و فرهنگی مدارس برای ایجاد یک محیط یادگیری مثبت و همسو با نیازهای شناختی و عاطفی دانش آموزان است. نتایج مورد انتظار این تحقیق، ارائه مدل هایی عملی برای سیاست گذاران آموزشی، مدیران مدارس و طراحان فضاهای آموزشی خواهد بود تا بتوانند با در نظر گرفتن پارامترهای استاندارد، محیط هایی را ایجاد نمایند که یادگیری را به حداکثر رسانده و شکاف تحصیلی را کاهش دهند. این مطالعه بر ضرورت دیدگاه جامع نگر به مفهوم «فضا» تاکید می کند؛ فضایی که محیط پرورش خلاقیت، تفکر انتقادی و تحقق پتانسیل های فردی دانش آموزان باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان