تاثیر پیشرفت های علمی و صنعتی بر کیفیت آموزش در مدارس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_11447
تاریخ نمایه سازی: 16 بهمن 1404
چکیده مقاله:
پیشرفت های شتابان در حوزه های علم و صنعت، به ویژه انقلاب دیجیتال و ظهور فناوری های نوین، پارادایم های سنتی آموزش و پرورش را با چالش ها و فرصت های بی سابقه ای مواجه ساخته است. این پژوهش با هدف تحلیل جامع و عمیق تاثیر این تحولات بر کیفیت آموزش در سطح مدارس انجام شده است. کیفیت آموزش، به عنوان زیربنای توسعه پایدار هر جامعه، دیگر صرفا به انتقال دانش از معلم به دانش آموز محدود نمی شود؛ بلکه شامل توانایی پرورش مهارت های قرن بیست و یکم، مانند تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت و سواد دیجیتال است. در دنیایی که مبتنی بر داده و نوآوری است، نقش مدارس در آماده سازی نسل آینده برای مواجهه با پیچیدگی های بازار کار و زندگی اجتماعی بیش از پیش برجسته شده است. تاثیرات این پیشرفت ها دوگانه است؛ از یک سو، دسترسی به منابع آموزشی نامحدود، شخصی سازی فرآیند یادگیری از طریق هوش مصنوعی و شبیه سازی های پیشرفته، و بهبود فرآیندهای مدیریتی از طریق سامانه های اطلاعاتی، پتانسیل ارتقاء کیفی آموزش را فراهم می آورد (Johnson & Smith, ۲۰۱۹). از سوی دیگر، شکاف دیجیتالی، آموزش ناکافی معلمان در استفاده از این ابزارها، نگرانی های مربوط به امنیت داده ها و تمرکز بیش از حد بر فناوری به جای محتوای تربیتی، می تواند کیفیت آموزش را به مخاطره اندازد. این مقاله با مروری نظام مند بر ادبیات موجود، تلاش می کند تا مکانیسم های اصلی تاثیرگذاری فناوری های نوین علمی و صنعتی – از جمله یادگیری ماشینی، اینترنت اشیاء (IoT)، واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) – بر ابعاد مختلف کیفیت آموزش، شامل اثربخشی تدریس، تعامل دانش آموز، عدالت آموزشی و نتایج یادگیری، را تبیین نماید. تحلیل نشان می دهد که موفقیت در ادغام این پیشرفت ها نیازمند یک استراتژی جامع آموزشی است که زیرساخت های فیزیکی و دیجیتالی، بازنگری در سرفصل های درسی، و سرمایه گذاری مستمر بر توسعه حرفه ای معلمان را در بر بگیرد. همچنین، کیفیت آموزش تحت تاثیر مستقیم تغییر ماهیت کار و نیازهای صنعتی قرار دارد؛ صنایعی که اکنون به نیروی کار انعطاف پذیر و دانش بنیان نیاز دارند، مدل های سنتی آموزش را ناکارآمد می سازند. این پژوهش استدلال می کند که اگرچه فناوری ابزاری قدرتمند است، اما اثربخشی آن بستگی به چارچوب های نظری و تربیتی است که در پس به کارگیری آن وجود دارد. نادیده گرفتن ملاحظات انسانی و تربیتی در برابر هجوم فناوری، می تواند منجر به شکاف های جدیدی در نظام آموزشی شود که توزیع ناعادلانه فرصت های یادگیری را تشدید خواهد کرد. بنابراین، دستیابی به کیفیت مطلوب آموزش در عصر نوآوری، مستلزم اتخاذ رویکردی متعادل و انتقادی نسبت به نقش ابزارهای علمی و صنعتی در محیط مدرسه است. پژوهش حاضر با ارائه یک چارچوب تحلیلی، به سیاست گذاران آموزشی و مدیران مدارس کمک می کند تا با درک عمیق تر مزایا و مضرات، مسیر بهینه ای را برای تلفیق علم و صنعت در خدمت آموزش عمومی اتخاذ نمایند. تمرکز بر سنجش تاثیرات بلندمدت این تحولات بر مهارت های شناختی و فراشناختی دانش آموزان از دیگر محورهای مهم این مطالعه محسوب می شود.
کلیدواژه ها:
آموزش و پرورش ، کیفیت آموزشی ، پیشرفت علمی ، تحول صنعتی ، فناوری های نوین ، یادگیری دیجیتال ، شکاف دیجیتالی ، توسعه حرفه ای معلمان ، مهارت های قرن بیست و یکم
نویسندگان