رابطه بین سبک فرزندپروری مستبدانه و کمال گرایی تطبیقی/اجتماعی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 114
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFOSTTPA03_3625
تاریخ نمایه سازی: 16 بهمن 1404
چکیده مقاله:
خانواده به عنوان نخستین کانون تربیتی، نقشی بنیادین در شکل گیری شخصیت و سازه های روانی نسل آینده ایفا می کند. سبک های فرزندپروری، به عنوان الگوهای تعامل والدین با فرزندان، تاثیرات عمیقی بر سلامت روان و سازگاری اجتماعی آنان دارند. در میان این سبک ها، سبک فرزندپروری مستبدانه که با کنترل شدید، سخت گیری افراطی، عدم پذیرش نظر کودک و تاکید بر اطاعت محض مشخص می شود، پیامدهای متعددی بر رشد شناختی و عاطفی فرزندان بر جای می گذارد. یکی از سازه هایی که در سال های اخیر توجه روانشناسان را به خود جلب کرده، کمال گرایی است؛ به ویژه کمال گرایی تطبیقی (یا اجتماعی) که در آن فرد احساس می کند برای پذیرش شدن توسط دیگران باید بی نقص باشد و معیارهای سخت گیرانه ای را برای خود تعیین می کند تا از طرد شدن یا سرزنش جلوگیری کند. پژوهش ها نشان می دهند که رابطه معناداری بین سبک فرزندپروری مستبدانه و شکل گیری کمال گرایی تطبیقی وجود دارد. کودکانی که در محیطی خانوادگی بزرگ می شوند که در آن عشق و پذیرش مشروط به موفقیت و عملکرد بی نقص است، دچار اضطراب ارزیابی شده و تلاش می کنند تا با استانداردهای غیرقابل دستیابی والدین هماهنگ شوند تا از تنبیه یا طرد عاطفی در امان بمانند. این فرآیند منجر به باورهایی می شود که در آن ارزش فرد تنها در «انجام کارها» خلاصه می شود. این مقاله با بررسی مبانی نظری و یافته های پژوهشی، نشان می دهد که چگونه سخت گیری بی جا و فقدان گرمای عاطفی در سبک مستبدانه، بستری برای رشد کمال گرایی منفی و ناسازگار فراهم می کند و بر لزوم بازنگری در الگوهای تربیتی بر اساس آموزه های دینی که بر «لطف»، «مدارا» و «تربیت میانه رو» تاکید دارند، اشاره می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان