نقش خلاقیت در رشد فکری و اخلاقی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_11354

تاریخ نمایه سازی: 16 بهمن 1404

چکیده مقاله:

خلاقیت به عنوان یکی از توانمندی های بنیادین انسان، نقشی حیاتی در سازگاری، نوآوری و پیشرفت جوامع ایفا می کند. در دنیای امروز که با پیچیدگی های فزاینده و تغییرات سریع تکنولوژیکی همراه است، پرورش این مهارت در نظام های آموزشی امری ضروری تلقی می شود. این پژوهش با هدف تبیین جامع و تحلیل رابطه متقابل میان خلاقیت، رشد فکری و رشد اخلاقی دانش آموزان انجام شده است. خلاقیت صرفا به معنای تولید ایده های جدید نیست، بلکه یک فرآیند شناختی پیچیده شامل ترکیب، تفکیک، و بازآفرینی اطلاعات است که مستقیما بر توسعه تفکر انتقادی، حل مسئله و انعطاف پذیری شناختی تاثیر می گذارد. از منظر فکری، دانش آموز خلاق کسی است که می تواند مسائل را از زوایای مختلف دیده و راه حل های بدیع بیابد. این توانمندی، زیربنای تفکر سطح بالا (Higher-Order Thinking Skills) محسوب می شود.از سوی دیگر، تاثیر خلاقیت بر رشد اخلاقی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، اما پیوندی عمیق میان این دو حوزه وجود دارد. خلاقیت اخلاقی مستلزم توانایی درک دیدگاه های متعدد (همدلی)، ارزیابی پیامدهای اعمال، و اتخاذ تصمیمات مسئولانه است. دانش آموزانی که خلاق تر هستند، غالبا توانایی بیشتری در «تصور کردن» جهان از منظر دیگران دارند که این امر همدلی را تقویت می کند. همچنین، فرآیند خلق کردن، مستلزم پذیرش ریسک، تحمل ابهام، و پایبندی به ارزش های درونی برای خلق یک اثر اصیل است که همگی پایه های مسئولیت پذیری و استقلال اخلاقی را بنا می نهند.اهمیت این پژوهش در نظام های آموزشی معاصر، که اغلب بر حفظیات و پاسخ های از پیش تعیین شده متمرکز هستند، آشکار می شود. هدف اصلی این مطالعه، ارائه چارچوبی نظری برای ادغام مفاهیم خلاقیت، تفکر انتقادی و اخلاق در برنامه درسی و روش های تدریس است. روش کلی مورد نظر، یک رویکرد ترکیبی (نظری-تحلیلی) است که با مرور نظام مند ادبیات تخصصی، شکاف های موجود میان تئوری های روان شناسی رشد، آموزش و اخلاق را شناسایی می کند.نتایج مورد انتظار نشان می دهند که محیط های یادگیری که حمایت کننده استقلال فکری، پذیرای خطا، و متمرکز بر پروژه های اصیل هستند، نه تنها نمرات تحصیلی را بهبود می بخشند، بلکه دانش آموزانی با وجدان تر، همدل تر و مسئولیت پذیرتر پرورش می دهند. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در شیوه های ارزشیابی و تربیت معلم تاکید می کند تا از نقش خلاقیت به عنوان یک کاتالیزور برای دستیابی به اهداف عالی تعلیم و تربیت، یعنی انسان سازی کامل، بهره برداری شود. در نهایت، ترویج خلاقیت در مدرسه پلی است میان دانش محض و کاربرد اخلاقی آن در جامعه.

نویسندگان

اکبر رئیسی

آموزگار آموزش و پرورش