بررسی ارتباط خلاقیت معلمان با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_11351

تاریخ نمایه سازی: 16 بهمن 1404

چکیده مقاله:

تحقیق حاضر با هدف بررسی دقیق و همه جانبه ارتباط میان سطح خلاقیت معلمان و میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تحت آموزش آن ها انجام پذیرفته است. خلاقیت به عنوان یک سازه روانشناختی پیچیده، نه تنها توانایی تولید ایده ها و راه حل های نوآورانه را در افراد منعکس می سازد، بلکه نقش محوری در تسهیل فرآیندهای یادگیری مشارکتی و عمقی در محیط های آموزشی ایفا می کند. در دنیای متغیر امروز که نیاز به تفکر انتقادی و حل مسئله های پیچیده روزافزون است، نقش معلمان خلاق در شکل دهی به آینده تحصیلی دانش آموزان اهمیت مضاعفی پیدا می کند. این پژوهش با استفاده از رویکردی کمی-توصیفی و با بهره گیری از مدل های همبستگی، سعی در سنجش میزان این ارتباط در نمونه ای آماری از معلمان و دانش آموزان مقاطع مختلف تحصیلی دارد. خلاقیت معلمان از طریق ابزارهای استاندارد شده مانند آزمون تورنس یا مقیاس های خودگزارشی سنجیده شد، در حالی که پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با اتکا به میانگین نمرات استاندارد شده دروسی مانند ریاضیات و علوم و همچنین نمرات آزمون های پیشرفت تحصیلی مبتنی بر عملکرد (Performance-based assessments) مورد ارزیابی قرار گرفت. فرضیه اصلی پژوهش مبتنی بر این باور استوار بود که بین خلاقیت بالای معلمان و سطح بالاتر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج اولیه نشان داد که معلمانی با سطوح خلاقیت بالاتر، تمایل بیشتری به استفاده از روش های تدریس فعال، انعطاف پذیری در طراحی محتوا، و ایجاد محیط کلاسی حمایتی و انگیزه بخش دارند. این ویژگی ها به طور مستقیم بر توانایی دانش آموزان در درک مفاهیم انتزاعی، بهبود مهارت های حل مسئله و افزایش اشتیاق آن ها به یادگیری تاثیر مثبت می گذارد. به طور خاص، معلمان خلاق تر اغلب در ایجاد ارتباطات بین رشته ای و کاربردی کردن مطالب درسی موفق تر عمل می کنند که این امر به تعمیق یادگیری و ماندگاری دانش در ذهن دانش آموزان منجر می شود. همچنین، توانایی این معلمان در مدیریت کلاس به شیوه ای غیرکلیشه ای، کاهش اضطراب تحصیلی و افزایش اعتماد به نفس دانش آموزان را به همراه داشته است. از منظر تئوریک، این یافته ها با نظریه های یادگیری سازنده گرا (Constructivism) و نظریه هوش های چندگانه گاردنر همسو است، چرا که خلاقیت معلم عاملی توانمندساز برای تحریک انواع مختلف هوش در دانش آموزان محسوب می شود. این مطالعه پیشنهاد می دهد که برنامه های توسعه حرفه ای معلمان باید بر تقویت مولفه های خلاقیت، مانند تفکر واگرا، انعطاف پذیری شناختی و ریسک پذیری آموزشی، تمرکز ویژه ای داشته باشند. محدودیت های پژوهش شامل وابستگی برخی سنجش ها به خودگزارشی و تفاوت های فرهنگی در تفسیر مفهوم خلاقیت است. در نهایت، نتایج این تحقیق پایه های علمی محکمی را برای توجیه سرمایه گذاری در تربیت معلمان خلاق به عنوان یک استراتژی کلیدی برای ارتقاء کیفیت نظام آموزشی فراهم می آورد و تاکید می کند که خلاقیت معلم صرفا یک ویژگی فردی نیست، بلکه یک سرمایه آموزشی است که مستقیما با نتایج یادگیری دانش آموزان مرتبط است. این ارتباط پیچیده نیازمند مدل سازی های دقیق تر و مطالعات طولی برای درک سازوکارهای علی و معلولی آن در آینده است.

نویسندگان

معصومه آذری نیا

معاون پرورشی

فاطمه شیرعلی

معاون پرورشی