نقش آموزش ابتدایی به عنوان بنیان توسعه فرهنگی و اجتماعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_1459

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

آموزش ابتدایی به عنوان نخستین و بنیادی ترین مرحله از نظام آموزش رسمی، نقشی تعیین کننده در شکل گیری شخصیت فردی، هویت فرهنگی و توانمندی های اجتماعی انسان ایفا می کند. این دوره آموزشی، زیربنای توسعه پایدار فرهنگی و اجتماعی هر جامعه محسوب می شود، زیرا ارزش ها، نگرش ها، هنجارها و مهارت های اساسی زندگی اجتماعی در همین مرحله درونی می شوند. آموزش ابتدایی نه تنها مسئول انتقال دانش پایه ای مانند خواندن، نوشتن و حساب کردن است، بلکه وظیفه پرورش تفکر انتقادی، مسئولیت پذیری اجتماعی، روحیه مشارکت، احترام به تنوع فرهنگی و پایبندی به اصول اخلاقی را نیز بر عهده دارد.از منظر فرهنگی، آموزش ابتدایی نقش مهمی در انتقال میراث فرهنگی، زبان مادری، باورها و سنت های اجتماعی ایفا می کند و زمینه ساز تقویت هویت ملی و فرهنگی کودکان می شود. مدرسه ابتدایی به عنوان نخستین نهاد اجتماعی پس از خانواده، بستری فراهم می آورد که در آن کودکان با مفاهیم همزیستی، تعامل اجتماعی، احترام متقابل و قانون پذیری آشنا می شوند. این فرایند، به انسجام اجتماعی و کاهش نابرابری های فرهنگی و اجتماعی در بلندمدت کمک می کند.از بعد اجتماعی، آموزش ابتدایی با ارتقای سرمایه انسانی و اجتماعی، زمینه مشارکت فعال شهروندان در توسعه جامعه را فراهم می سازد. آموزش باکیفیت در این دوره می تواند چرخه فقر، بی سوادی و محرومیت اجتماعی را بشکند و فرصت های برابر برای رشد و پیشرفت همه اقشار جامعه ایجاد کند. همچنین، آموزش ابتدایی با آموزش مهارت های زندگی، حل مسئله و همکاری گروهی، کودکان را برای ایفای نقش موثر در جامعه آینده آماده می سازد.در نهایت، سرمایه گذاری هدفمند در آموزش ابتدایی، نه تنها موجب ارتقای کیفیت نظام آموزشی می شود، بلکه تاثیرات عمیق و ماندگاری بر توسعه فرهنگی و اجتماعی جامعه برجای می گذارد. توجه به عدالت آموزشی، کیفیت محتوای درسی، توانمندسازی معلمان و مشارکت خانواده ها از جمله عوامل کلیدی در تحقق این هدف به شمار می آیند.