فعالیت های فرهنگی به عنوان راهبردی برای ارتقای سلامت روانی و شادی در مدارس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_11201

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در عصری که دانش آموزان با فشارهای روزافزون تحصیلی، رقابت های اجتماعی و تاثیرات پیچیده ی دنیای دیجیتال روبه رو هستند، سلامت روانی و شادی به عنوان پایه های اساسی رشد سالم و یادگیری پایدار شناخته شده اند؛ با این حال، بسیاری از نظام های آموزشی همچنان بر شاخص های کمی پیشرفت تحصیلی متمرکز مانده و ابعاد عاطفی و روانی فراگیران را در اولویت های آموزشی قرار نمی دهند، این بی توجهی ساختاریافته نه تنها زمینه ساز بروز مشکلاتی چون اضطراب، افسردگی، بی انگیزگی و کاهش حس تعلق به مدرسه می شود، بلکه مانع از شکوفایی کامل استعدادهای درونی دانش آموزان در طولانی مدت می گردد. در این میان، فعالیت های فرهنگی با توانایی ذاتی در ایجاد فضایی امن، خلاقانه و مشارکتی، می توانند به عنوان راهبردی کارآمد برای ارتقای سلامت روانی و ترویج شادی پایدار در محیط مدرسه عمل کنند؛ برنامه هایی همچون تئاتر، موسیقی گروهی، نمایشگاه های هنری، جشن های سنتی و کارگاه های داستان سرایی، فرصتی ارزشمند برای بیان آزادانه ی احساسات، کشف هویت فردی در کنار هویت جمعی و تجربه ی لذت هم کاری در خلق آثار مشترک فراهم می آورند که این تجربیات به طور طبیعی بر کاهش استرس، افزایش اعتماد به نفس و تقویت حس تعلق به جامعه ی مدرسه تاثیرگذارند. ضرورت توجه به این راهبرد از آن جا ناشی می شود که سلامت روانی و شادی تنها به عنوان اهداف فرعی در نظر گرفته نشوند، بلکه به عنوان پیش نیازهای اساسی برای یادگیری موثر، سازگاری اجتماعی و رشد شخصیتی شناخته شده اند؛ دانش آموزانی که از ثبات روانی و شادی درونی برخوردارند، توانایی بیشتری در تمرکز، حل مسئله و برقراری روابط سالم با دیگران از خود نشان می دهند. با این وجود، مساله ی اصلی این است که فعالیت های فرهنگی در بسیاری از مدارس به صورت پراکنده، غیرساختاریافته و بدون هدف گذاری آموزشی مشخص اجرا می شوند و صرفا به عنوان برنامه های تفریحی در حاشیه ی فعالیت های اصلی درسی در نظر گرفته می شوند؛ این نگاه سطحی همراه با کمبود آموزش معلمان در طراحی مداخلات فرهنگی هدفمند، محدودیت منابع و نبود چارچوبی نظری برای ادغام این فعالیت ها در برنامه ریزی آموزشی، مانع از بهره گیری کامل از پتانسیل این راهبرد در ارتقای سلامت روانی و شادی دانش آموزان می شود و لزوم بازنگری در جایگاه فعالیت های فرهنگی به عنوان مولفه ای اساسی و نه تکمیلی در نظام آموزشی را بیش از پیش آشکار می سازد.

نویسندگان

فاطمه نوراللهی

کارشناسی امور تربیتی

پریسا پورولی

دانشجوی ارشد روانشناسی تربیتی

ثریا اباذری

دانشجوی ارشد روانشناسی تربیتی

عاطفه پیروان هیق

کارشناسی آموزش ابتدایی