بازطراحی برنامه درسی ملی بر اساس رویکرد یکپارچگی STEAM در آموزش ابتدایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_11128
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
نظام آموزشی قرن بیست ویکم با چالش های پیچیده ای روبه روست که طلب می کند رویکردهای نوین و یکپارچه ای در طراحی و اجرای برنامه های درسی به کار گرفته شود. رویکرد STEAM که ترکیبی هوشمندانه از علوم، فناوری، مهندسی، هنر و ریاضیات است، به عنوان یکی از موثرترین الگوهای آموزشی برای پرورش مهارت های قرن بیست ویکم شناخته شده است. این پژوهش با هدف بازطراحی برنامه درسی ملی برای دوره ابتدایی بر مبنای رویکرد یکپارچگی STEAM انجام شده است. در این راستا، ابتدا مبانی نظری و فلسفی رویکرد STEAM مورد بررسی قرار گرفت و سپس وضعیت موجود برنامه درسی ملی ایران از منظر یکپارچگی بین رشته ای تحلیل گردید. روش پژوهش ترکیبی و شامل بخش کیفی و کمی است که در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و مصاحبه عمیق با خبرگان و در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری شامل معلمان، مدیران و کارشناسان آموزش ابتدایی در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بوده و نمونه گیری به روش هدفمند و تصادفی طبقه ای صورت گرفت. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته، چک لیست تحلیل محتوا و پروتکل مصاحبه نیمه ساختاریافته بودند. یافته های پژوهش نشان داد که برنامه درسی فعلی دوره ابتدایی ایران از ضعف های عمده ای در زمینه یکپارچگی محتوایی، تدریس موضوع محور و ارتباط بین حوزه های مختلف دانش رنج می برد. بر اساس نتایج، الگوی مفهومی بازطراحی برنامه درسی ملی شامل هشت مولفه اصلی است: اهداف یکپارچه و کاربردی، محتوای بین رشته ای و پروژه محور، روش های تدریس فعال و مشارکتی، ارزشیابی چندبعدی و اصیل، فضای یادگیری انعطاف پذیر و خلاق، منابع و فناوری های آموزشی نوین، توسعه حرفه ای معلمان و مشارکت جامعه و خانواده. مدل پیشنهادی همچنین شامل سه سطح یکپارچگی است: یکپارچگی درون رشته ای که در آن مفاهیم یک حوزه به صورت کاربردی آموزش داده می شود، یکپارچگی بین رشته ای که چند حوزه دانش برای حل یک مسئله واقعی گرد هم می آیند، و یکپارچگی فرارشته ای که مرزهای رشته ها کاملا محو می شود و یادگیری بر محور مسائل پیچیده زندگی واقعی شکل می گیرد. نتایج نشان می دهد که اجرای این الگو می تواند به طور معناداری به افزایش انگیزه، خلاقیت، تفکر انتقادی و مهارت های حل مسئله در دانش آموزان منجر شود. همچنین، رویکرد STEAM زمینه را برای ایجاد ارتباط معنادار بین دانش مدرسه ای و زندگی واقعی فراهم می کند و به دانش آموزان کمک می کند تا درک عمیق تری از پدیده های پیرامون خود داشته باشند. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی برای سیاست گذاران، طراحان برنامه درسی، معلمان و مدیران آموزشی ارائه می دهد که اجرای آن ها می تواند به تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور منجر شود.
کلیدواژه ها:
بازطراحی برنامه درسی ، رویکرد STEAM ، یکپارچگی بین رشته ای ، آموزش ابتدایی ، مهارت های قرن بیست ویکم ، یادگیری پروژه محور ، خلاقیت آموزشی ، برنامه درسی ملی
نویسندگان
بتول علی صوفی مرادی
دبیر آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان
مریم تنهای جهانتیغ
آموزگار آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان
آرزو کاوسی ایرندگان
آموزگار آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان
ملیحه ارجونی
آموزگار آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان