اخلاق فضیلت محور ارسطویی: مبانی نظری و دلالت های آن برای تربیت معلم فاضل

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_11120

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی فلسفه اخلاق فضیلت محور ارسطو و استنتاج دلالت های تربیتی آن برای طراحی الگوی «تربیت معلم فاضل» انجام شده است. در نظام اخلاقی ارسطو که در کتاب «اخلاق نیکوماخوس» صورتبندی شده، «سعادت» (یودایمونیا) به مثابه عالی ترین غایت زندگی انسان، نه یک حالت روانی زودگذر، بلکه «فعالیتی نفسانی مطابق با فضیلت برترین بخش وجود انسان (عقل) در یک زندگی کامل» تعریف می شود. این سعادت، از مجرای کسب «فضیلت» حاصل می گردد. فضیلت نزد ارسطو به دو قسم اصلی تقسیم می شود: فضایل اخلاقی (مانند شجاعت، عدالت و میانه روی) که مربوط به جزء desiderative تمایلات نفس هستند و از طریق عادت و تمرین عملی مکرر افعال نیک به دست می آیند، و فضایل عقلانی (مانند حکمت نظری و به ویژه «فرونسیس» یا خرد عملی) که مربوط به جزء عاقله نفس هستند و از طریق آموزش و تجربه پرورش می یابند. نقطه اوج این نظام، مفهوم «فرونسیس» است؛ خردمندی عملی که فرد فضیلتمند را قادر می سازد در موقعیت های پیچیده و منحصربه فرد زندگی، «حد وسط» اخلاقی مناسب را تشخیص داده و به فعل درآورد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و از طریق مطالعه کتابخانه ای نظام مند متون اصلی و منابع ثانویه انجام شده است.یافته های تحقیق نشان می دهد که این دستگاه فلسفی، الگویی انسانی و جامع نگر برای حرفه معلمی ارائه می دهد که فراتر از رویکردهای فنی-مهارتی صرف یا اخلاق های قاعده بنیاد است. در این الگو، معلم فاضل، پیش از هر چیز، انسانی است در مسیر تحقق سعادت از طریق فضیلت. او تنها تسهیل گر یادگیری نیست، بلکه تجسم عینی فضیلت در کلاس درس است. تربیت چنین معلمی نمی تواند به انتقال یک مجموعه قواعد رفتاری یا روش های تدریس محدود شود، بلکه باید فرآیندی عمیق و طولانی مدت باشد که در آن دانشجو-معلم، همزمان در سه سطح رشد می یابد: در سطح شناختی، با درک مبانی فلسفی عمل تربیتی و توسعه خرد عملی برای مواجهه با معضلات پیچیده کلاس درس؛ در سطح اخلاقی-عاطفی، با پرورش تدریجی ملکات نفسانی همچون انصاف، صبر، مهربانی و شجاعت تربیتی از طریق قرارگیری در موقعیت های تمرینی واقعی و شبیه سازی شده؛ و در سطح عملی-حرفه ای، با یکپارچه سازی این فضایل در کنش های آموزشی روزمره، از طراحی درس تا ارزیابی و تعامل با دانش آموزان.نتیجه اصلی مقاله این است که بازخوانی اخلاق فضیلت محور ارسطو، چارچوبی مفهومی قدرتمند برای بازتعریف هویت حرفه ای معلم و ارتقای کیفی برنامه های تربیت معلم فراهم می آورد. این چارچوب بر اهمیت پرورش «شخصیت حرفه ای» معلم به عنوان محور اصلی تاثیرگذاری تربیتی تاکید دارد. پیاده سازی این الگو مستلزم تحول در سرفصل ها، روش های آموزش و ارزیابی در مراکز تربیت معلم است، به گونه ای که محیط این مراکز، خود به جامعه ای اخلاقی و فکری تبدیل شود که در آن تمرین فضیلت ممکن باشد. این مقاله در نهایت، ضمن اشاره به چالش های عملیاتی سازی این نظریه (مانند دشواری سنجش فضایل، نیاز به زمان طولانی و لزوم توجه به زمینه فرهنگی)، آن را به عنوان یک مسیر تکمیلی ضروری در کنار رویکردهای رایج تربیت معلم برای پاسخگویی به بحران های معنابخشی و اخلاقی در آموزش و پرورش معاصر پیشنهاد می کند

نویسندگان

نصرین علمی مارندگان

کارشناسی آموزش ابتدایی

کبری نعمتی

ارشد فلسفه آموزش و پرورش