نقش نظریه هوش های چندگانه گاردنر در شناسایی استعدادهای پنهان دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 117
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFOSTTPA03_3377
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در نظام های آموزشی سنتی، هوش اغلب به توانایی های زبانی و ریاضی-منطقی محدود می شد و دانش آموزانی که در این دو حوزه عملکرد ضعیفی داشتند، اغلب به عنوان کم هوش یا دارای مشکل تحصیلی برچسب گذاری می شدند. با ظهور نظریه هوش های چندگانه توسط هاوارد گاردنر، تعریف هوش دگرگون شد و شامل طیف وسیعی از توانایی های انسانی گردید. این نظریه با تاکید بر اینکه انسان ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند (مانند هوش فضایی، موسیقایی، بدنی-جنبشی، میان فردی، درون فردی و طبیعت گرا)، افق های تازه ای را در آموزش و پرورش گشود. این مقاله به بررسی نقش این نظریه در شناسایی استعدادهای پنهان دانش آموزان می پردازد. استفاده از چارچوب هوش های چندگانه به معلمان و والدین کمک می کند تا به جای قضاوت یک بعدی، به تنوع بی پایان استعدادها در کلاس درس پی ببرند. بسیاری از دانش آموزانی که در حفظ فرمول ها یا نوشتن انشا ناتوان هستند، ممکن است در هنر، ورزش، رهبری گروهی یا درک طبیعت استعدادهای درخشانی داشته باشند که در سیستم آموزشی متعارف نادیده گرفته می شوند. از منظر تربیتی، این رویکرد با اصول کرامت انسانی و عدالت آموزشی که در سند تحول بنیادین بر آن تاکید شده است، همسو است. شناسایی و پرورش این استعدادهای پنهان نه تنها عزت نفس دانش آموزان را ارتقا می دهد، بلکه به جامعه کمک می کند تا از تمام ظرفیت های نیروی انسانی خود بهره مند شود. در نهایت، این مقاله نشان می دهد که کاربرد نظریه گاردنر، راهکاری عملی برای گذار از آموزش توده وار به آموزش شخصی سازی شده و شکوفایی همه جانبه دانش آموزان است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان