مطالعه ای نظام مند بر عوامل مداخله گر در پدیده ی خودکشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IICMO22_321

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

پدیده خودکشی یکی از پیچیده ترین و در عین حال کمتر مورد گفت وگو قرار گرفته ترین چالش های سلامت روان در ایران معاصر است. در سال های اخیر، افزایش نرخ خودکشی به ویژه در میان نوجوانان و جوانان، زنگ خطری جدی برای نظام های سلامت، آموزش و رفاه اجتماعی به شمار می رود. با وجود این، مسئله همچنان در لایه هایی از انکار، انگ اجتماعی و نبود رویکردی هماهنگ در سیاست گذاری عمومی باقی مانده است. استان هایی مانند البرز، به دلیل تراکم جمعیتی، مهاجرت گسترده و شکاف های نسلی و فرهنگی، آسیب پذیری بیشتری در این زمینه دارند. حساسیت موضوع زمانی دوچندان می شود که بدانیم خودکشی در بسیاری از موارد قابل پیشگیری است، اگر نشانه های هشداردهنده ی آن به موقع تشخیص داده شود و پاسخ مناسبی به آن داده شود. بنابراین، پرداختن به موضوع خودکشی نه تنها یک ضرورت علمی و درمانی است، بلکه یک مسئولیت اخلاقی و اجتماعی برای نظام های آموزشی، رسانه ای، سلامت و خانواده ها به حساب می آید. استان البرز با ساختار جمعیتی متراکم، مهاجرپذیر و ترکیبی از اقوام و فرهنگ های گوناگون، در سال های اخیر با چالش های متعددی در حوزه سلامت روان مواجه بوده است. رشد سریع شهرنشینی، فشارهای اقتصادی، کمبود زیرساخت های اجتماعی و فاصله گذاری های فرهنگی میان نسل ها، بستری آسیب پذیر برای شکل گیری اختلالات روانی و در نهایت اقدام به خودکشی فراهم کرده اند. آمارهای غیررسمی و گزارش های میدانی نیز نشان دهنده افزایش نگرانی ها در میان خانواده ها، نظام آموزشی و نهادهای حمایتی در خصوص تمایل فزاینده به خودآزاری و خودکشی به ویژه در میان نوجوانان و جوانان است.رویکرد میان رشته ای که شاخص های شناختی، زیستی، ژنتیکی و رفتاری را ادغام می کند، چارچوبی جامع برای تشخیص زودهنگام رفتارهای خودکشی گرایانه ارائه می دهد. ادغام این داده ها امکان طراحی مداخلات شخصی سازی شده را فراهم می سازد که دقیقا متناسب با پروفایل نوروبیولوژیک و روانی فرد باشد. بنابراین شناخت همه جانبه و فراگیر عوامل مداخله گر و سیاست گذاری بر مبنای این شناخت عملکرد، این امکان را فراهم می آورد که افراد در معرض خطر پیش از بروز بحران شناسایی شوند و مداخلات لازم به موقع آغاز گردد. این رویکرد نه تنها در پیشگیری از خودکشی، بلکه در بهبود کیفیت درمان اختلالات روانی به طور کلی، انقلابی محسوب می شود. آینده نگرانه ترین و انسانی ترین راهبرد برای کاهش آمار خودکشی، سرمایه گذاری در این مسیر و توسعه درمان های هدفمند و شخصی سازی شده است. بنابراین سعی شده است در این گزارش سیاستی مروری، تحلیل دقیق از ساختارهای تعیین کننده ی خودکشی و ارزیابی مسیرهای سیاستی پیشگیری ترسیم شود.

کلیدواژه ها:

عوامل مداخله گر در خودکشی در نوجوانان ، رویکردهای عصب روان شناختی ، رویکردهای اجتماع محور ، مدل دیاتز-استرس ، اپی ژنتیک و ژنتیک

نویسندگان

الهه تکیه

دکتری علوم اعصاب شناختی عضو هیئت علمی گروه پژوهشی علوم شناختی جهاد دانشگاهی استان البرز

معصومه پالیزبان

کارشناسی ارشد مدیریت رسانه عضو پژوهش؛ جهاد دانشگاهی استان البرز