مروری بر جهت گیری منفی به مشکل در افراد با آسیب بینایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IRCEMET06_849
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
پژوهش های عصب روان شناختی نشان می دهند که تفاوت های ساختاری و کارکردی مغز، به ویژه در نواحی مرتبط با پردازش هیجان مانند آمیگدالا و هیپوکامپ، نقش مهمی در آسیب پذیری نسبت به اختلالات عاطفی از جمله افسردگی دارند. بیش فعالی آمیگدالا و سوگیری هیپوکامپی به سمت یادآوری رویدادهای منفی، از جمله سازوکارهای زیربنایی این اختلالات محسوب می شوند. در کنار عوامل زیستی، متغیرهای شناختی رفتاری نظیر افکار منفی تکراری و جهت گیری منفی به مسئله، به عنوان فرایندهای فراتشخیصی، در بروز و تداوم اختلالات اضطرابی، خلقی و حتی اختلالات خوردن نقش اساسی ایفا می کنند. افکار منفی تکراری که اغلب با نگرانی و نشخوار فکری همراه هستند، موجب تمرکز پایدار بر تهدیدهای آینده شده و کارآمدی حل مسئله را کاهش می دهند. جهت گیری منفی به مسئله، که با ادراک مشکل به عنوان تهدید، تردید در خودکارآمدی و بدبینی نسبت به پیامدها مشخص می شود، با افسردگی، اضطراب و اختلال در عملکرد اجتماعی همبستگی بالایی دارد. این الگو در جمعیت های خاص، از جمله افراد دارای کم بینایی، شدت بیشتری می یابد؛ به گونه ای که محدودیت های عملکردی، کاهش استقلال و افزایش وابستگی، زمینه ساز تجربه هیجانات منفی، افسردگی و حتی افزایش خطر خودکشی می شود. حل مسئله اجتماعی به عنوان فرایندی چندبعدی، تحت تاثیر جهت گیری فرد، سبک های حل مسئله (عقلانی، تکانشی و اجتنابی) و مولفه های شناختی، هیجانی و رفتاری قرار دارد. شواهد نشان می دهد که جهت گیری منفی، با سبک های اجتنابی و تکانشی و کاهش عقلانیت همراه است. همچنین تفاوت های جنسیتی حاکی از آسیب پذیری بیشتر زنان در افسردگی و گرایش منفی به مسئله است. در مجموع، جهت گیری منفی به مسئله به عنوان یک عامل کلیدی در تبیین اختلالات عاطفی و عملکردی مطرح می شود.
نویسندگان
فرزانه سادات مروی
مدرس دانشگاه فرهنگیان اردبیل ، اردبیل، ایران