نقش تدریس مبتنی بر پروژه در افزایش مسئولیت پذیری تحصیلی دانش آموزان
محل انتشار: دومین همایش ملی علوم انسانی با رویکرد نوین و اولین همایش بین المللی پژوهشی فرهنگیان نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HCWNT02_5542
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در بستر نظام های آموزشی سنتی که اغلب بر انتقال یک سویه دانش و ارزیابی های مبتنی بر محفوظات تاکید دارند، دانش آموزان عموما در نقشی انفعالی و اجرایی قرار می گیرند و مسئولیت پذیری تحصیلی آنان—به عنوان باور و التزام درونی به مدیریت فرآیند یادگیری خویش—اغلب محدود به تکمیل تکالیف تعیین شده و اطاعت از دستورات است. این مقاله با هدف تحلیل عمیق و نظام مند ظرفیت تدریس مبتنی بر پروژه به عنوان یک پارادایم آموزشی قدرتمند در پرورش و افزایش مسئولیت پذیری تحصیلی نگاشته شده است. با استفاده از روش مرور تحلیلی و ترکیب یافته های نظری و تجربی در حوزه روان شناسی تربیتی، برنامه ریزی درسی و روش های تدریس فعال، استدلال می شود که تدریس مبتنی بر پروژه با ایجاد یک بافت یادگیری اصیل، پیچیده و دانش آموزمحور، سازوکارهای روان شناختی و اجتماعی لازم برای گذار از مسئولیت پذیری بیرونی به درونی را فراهم می سازد. در این الگو، دانش آموز نه مصرف کننده منفعل، بلکه مدیر و مجری یک فرآیند پژوهشی-تولیدی است که از مرحله تشخیص مسئله و طرح سوال آغاز شده و با برنامه ریزی، اجرا، تولید محصول نهایی و ارائه نتایج به پایان می رسد. یافته ها نشان می دهد که این فرآیند، از طریق مکانیسم هایی چون افزایش احساس مالکیت و عاملیت، ایجاد وابستگی مثبت متقابل در کار گروهی، مواجهه با چالش های واقعی و نیاز به تصمیم گیری مستمر، دریافت بازخورد معنادار از جامعه مخاطب، و بازتاب بر فرآیند کار، به طور همزمان بر سه بعد کلیدی مسئولیت پذیری تحصیلی—یعنی مسئولیت پذیری رفتاری (مدیریت زمان، پیگیری وظایف)، مسئولیت پذیری شناختی (تفکر عمیق، نظارت بر یادگیری) و مسئولیت پذیری عاطفی-اجتماعی (تعهد به کیفیت کار، پاسخگویی در قبال هم تیمی ها)—تاثیر می گذارد. با این حال، اجرای اثربخش این رویکرد با چالش هایی نظیر مهارت ناکافی معلمان در تسهیل گری به جای تدریس مستقیم، محدودیت های زمانی و محتوایی برنامه درسی متمرکز، دشواری در ارزیابی عادلانه فرآیند و محصول، و تفاوت در سطح انگیزه و توانایی دانش آموزان مواجه است. غلبه بر این موانع مستلزم بازاندیشی در نقش معلم، طراحی پروژه های ساختاریافته و هدفمند، ایجاد فرهنگ همکاری و بازخورد در کلاس درس، و انعطاف در نظام زمان بندی و ارزشیابی است. در نتیجه، تدریس مبتنی بر پروژه نه یک روش تکمیلی، بلکه یک راهبرد تحول آفرین برای نهادینه کردن فرهنگ مسئولیت پذیری، خودتنظیمی و یادگیری مادام العمر است که دانش آموزان را از افرادی مطیع و وابسته، به سازندگان متعهد و مسئول سرنوشت آموزشی خویش تبدیل می کند.
کلیدواژه ها:
تدریس مبتنی بر پروژه ، مسئولیت پذیری تحصیلی ، عاملیت دانش آموز ، خودتنظیمی ، یادگیری عمیق ، وابستگی مثبت متقابل ، ارزیابی فرآیندمحور ، تسهیل گری ، پروژه های آموزشی.
نویسندگان
ریحانه سجادی
کارشناسی مشاوره از دانشگاه فرهنگیان زینب کبری(س) استان اصفهان
نسرین جنگ علی
کارشناسی کامپیوتر (نرم افزار) از دانشگاه آزاد نجف اباد استان اصفهان
زهرا صانعی
کارشناسی ارشد علوم اجتماعی از دانشگاه آزاد مشهد