رابطه بین جو مدرسه، احساس تعلق دانش آموزان و میزان مشارکت آنان در فعالیت های فوق برنامه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10894
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف بررسی جامع و عمیق رابطه پیچیده و چندوجهی میان جو مدرسه، احساس تعلق دانش آموزان و میزان مشارکت آنان در فعالیت های فوق برنامه تدوین شده است. در دنیای پیچیده و متغیر آموزشی امروز، مدرسه صرفا محلی برای انتقال دانش نیست، بلکه یک نظام اجتماعی پویا است که بر شکل گیری هویت، نگرش ها و رفتارهای آتی دانش آموزان تاثیر اساسی می گذارد. جو مدرسه، به عنوان بستر و محیط غالب روانی-اجتماعی حاکم بر فضای آموزشی، نقشی محوری در تعیین کیفیت تجربه دانش آموزان ایفا می کند. این جو، که شامل ابعاد روان شناختی (مانند حمایت ادراک شده)، اجتماعی (مانند روابط همسالان و معلمان) و آموزشی (مانند انتظارات تحصیلی و ساختار سازمانی) است، تعیین کننده اصلی این است که دانش آموزان چه حسی نسبت به محیط پیرامون خود خواهند داشت.یکی از مهم ترین نتایج مطلوب یک محیط آموزشی موفق، ایجاد احساس تعلق عمیق در دانش آموزان است. احساس تعلق، که ریشه در نیاز بنیادین انسان به ارتباط و پذیرش دارد، به معنای درک این موضوع است که فرد بخشی ارزشمند و مورد پذیرش از اجتماع مدرسه محسوب می شود (Goodenow, ۱۹۹۳). هنگامی که دانش آموزان احساس تعلق می کنند، انگیزه های درونی شان برای حضور فعال و سازنده در مدرسه تقویت می شود. این احساس، عاملی کلیدی در تعدیل استرس های محیط مدرسه و افزایش تاب آوری تحصیلی عمل می کند. تحقیقات نشان داده اند که جو مدرسه مثبت، به ویژه جوی که بر اساس احترام متقابل، عدالت رویه ای و حمایت معلم بنا شده باشد، قوی ترین پیش بینی کننده احساس تعلق است. معلمانی که رویکردی مربی گرایانه و همدلانه دارند، و مدیرانی که فرهنگ مدرسه را به سمت فراگیری و مشارکت باز هدایت می کنند، زمینه را برای تقویت این پیوند عاطفی فراهم می آورند.پس از ایجاد بستر مناسب روان شناختی (تعلق)، مرحله بعدی، مشارکت دانش آموزان در فعالیت های فوق برنامه است. مشارکت، نه تنها شامل حضور فیزیکی، بلکه شامل درگیری شناختی، عاطفی و رفتاری فعال است. فعالیت های فوق برنامه (مانند انجمن های علمی، تیم های ورزشی، فعالیت های هنری و خدمات اجتماعی) عرصه هایی حیاتی برای توسعه مهارت های اجتماعی، رهبری، کار تیمی و کشف علایق شخصی محسوب می شوند. در غیاب احساس تعلق، مشارکت داوطلبانه کاهش می یابد؛ زیرا دانش آموز انگیزه ای برای سرمایه گذاری انرژی خود در سیستمی که خود را متعلق به آن نمی داند، ندارد. مشارکت پایین در این فعالیت ها، اغلب نشانه ای از فاصله گرفتن دانش آموز از جامعه مدرسه و کاهش تعهد کلی به اهداف آموزشی است.این پژوهش به طور خاص به تبیین نقش ابعاد مختلف جو حمایتی مدرسه می پردازد. جو حمایتی نه تنها شامل حمایت عاطفی مستقیم از سوی معلمان است، بلکه تعریف وسیع تری از عدالت در توزیع منابع، شفافیت در تصمیم گیری ها (مدیریت آموزشی)، و وجود فرصت های برابر برای همه دانش آموزان را در بر می گیرد. روابط قوی و مثبت معلم–دانش آموز به عنوان یک اهرم قوی عمل می کند؛ این روابط، حس اعتماد و امنیت روانی را فراهم می آورند که پیش شرط لازم برای ابراز وجود و مشارکت فعال است. هنگامی که دانش آموز اطمینان دارد صدای او شنیده می شود و مورد قضاوت قرار نمی گیرد، تمایل بیشتری به ریسک پذیری و شرکت در فعالیت هایی خواهد داشت که نیازمند خروج از منطقه امن باشد.علاوه بر این، فرهنگ مدرسه به عنوان چارچوب کلان نهادینه شده ارزش ها و باورها، تاثیر بلندمدتی بر ادراک دانش آموزان از هویت مدرسه دارد. فرهنگی که بر یادگیری مشارکتی، احترام به تنوع و مسئولیت پذیری اجتماعی تاکید کند، به طور طبیعی منجر به تقویت احساس تعلق و در نتیجه افزایش مشارکت داوطلبانه خواهد شد. مدیریت آموزشی موثر نیز از طریق تخصیص منابع کافی برای برنامه های فوق برنامه، تدوین سیاست های تشویقی منصفانه و تسهیل ارتباط میان مدرسه و جامعه، این فرآیند را پشتیبانی می کند.در نهایت، این بررسی تاکید می کند که رابطه بین این سه متغیر یک طرفه نیست، بلکه یک سیستم بازخوردی متقابل است. مشارکت موفقیت آمیز در فعالیت ها، خود باعث تعمیق احساس تعلق و تقویت ادراک دانش آموز از جو مدرسه می شود. دانش آموزی که در تیم علمی موفق می شود، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و پیوند عاطفی قوی تری با هم تیمی ها و مربیان خود برقرار می کند، که این امر به نوبه خود جو مدرسه را برای دیگران بهبود می بخشد. این پژوهش با تحلیل این دینامیک های پیچیده، به دنبال ارائه چارچوبی منسجم برای سیاست گذاران و دست اندرکاران آموزشی است تا بتوانند محیط هایی را طراحی کنند که در آن تعلق شکوفا شده و مشارکت به یک هنجار نهادینه شده تبدیل گردد. این امر مستلزم تغییر رویکرد از تمرکز صرف بر نتایج آکادمیک به توجه ویژه به سلامت روانی و اجتماعی دانش آموزان است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان