نقش معلم در پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_10888

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

پرورش تفکر انتقادی یکی از اهداف بنیادین نظام های آموزشی مدرن در سراسر جهان محسوب می شود، چرا که در عصر اطلاعات و پیچیدگی های روزافزون، توانایی دانش آموزان برای تحلیل، ارزیابی، استدلال منطقی و تصمیم گیری آگاهانه امری حیاتی است (Facione, ۲۰۱۵). این مهارت شناختی فراتر از یادگیری صرف مطالب درسی است و شامل تمایل به پرسشگری، شکاکیت سازنده، و خودتنظیمی فکری می باشد. در این میان، نقش معلم به عنوان تسهیل گر، هدایت کننده و الگوی رفتاری در کلاس درس، نقشی محوری و تعیین کننده دارد. معلم، نه تنها حامل دانش است، بلکه معمار محیط یادگیری ای است که در آن تفکر انتقادی می تواند شکوفا شود یا به دلیل ساختارهای سنتی و معلم محور، سرکوب گردد. هدف اصلی این پژوهش، تبیین نقش چندوجهی معلم در فرآیند پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان و شناسایی راهکارهای عملی برای تقویت این نقش در بافت نظام آموزشی ایران است.تفکر انتقادی مجموعه ای از مهارت ها و نگرش ها است که به افراد امکان می دهد تا اطلاعات را به طور فعال پردازش کرده و قضاوت های معقولی در مورد آن ها اتخاذ نمایند (Paul & Elder, ۲۰۰۶). این فرآیند شامل تفسیر، تحلیل، استنتاج، ارزیابی، تبیین و خودتنظیمی است. معلمانی که رویکردی انتقادی در آموزش اتخاذ می کنند، به جای انتقال منفعلانه اطلاعات، محیطی مشارکتی ایجاد می کنند که در آن دانش آموزان تشویق به زیر سوال بردن مفروضات، شناسایی سوگیری ها و ساختن استدلال های مستدل می شوند. شواهد پژوهشی متعددی نشان می دهند که روش های تدریس معلم، به ویژه استفاده از سوالات سطح بالا، بحث های ساختارمند، و ارائه مسائل پیچیده و باز (ill-structured problems)، تاثیر مستقیمی بر میزان تفکر انتقادی دانش آموزان دارد (Abrami et al., ۲۰۱۵). معلم باید از یک انتقال دهنده اطلاعات به یک مربی تفکر (Cognitive Coach) تبدیل شود.یکی از ابعاد کلیدی نقش معلم، ایجاد جو عاطفی و اجتماعی ایمن در کلاس است. تفکر انتقادی نیازمند ریسک پذیری فکری است؛ دانش آموز باید احساس امنیت کند تا بتواند دیدگاه های مخالف خود را بیان کند، اشتباه کند و مورد قضاوت قرار نگیرد. معلمانی که همدل، پذیرا و انعطاف پذیر هستند، زمینه را برای ظهور جرات فکری فراهم می آورند (Brookfield, ۱۹۸۷). همچنین، مدل سازی فرآیند تفکر انتقادی توسط خود معلم امری ضروری است. وقتی معلم آشکارا نحوه تجزیه و تحلیل یک مسئله، ارزیابی منابع و اصلاح باورهای پیشین خود را به نمایش می گذارد، دانش آموزان الگوهای عملی برای تقلید کسب می کنند. این امر به ویژه در آموزش موضوعات مبتنی بر شواهد، مانند علوم و مطالعات اجتماعی، اهمیت فراوان دارد.چالش های پیش روی معلمان در اجرای این نقش نیز قابل تامل هستند. نظام های آموزشی متمرکز بر آزمون های استاندارد و محتوای حفظی، فشار زیادی بر معلمان وارد می کنند تا بر پوشش سریع برنامه درسی تمرکز کنند، که این امر فضای لازم برای تعمیق تفکری را از بین می برد (Au, ۲۰۰۹). علاوه بر این، کمبود آموزش های ضمن خدمت تخصصی در زمینه راهبردهای پرورش تفکر انتقادی، و همچنین فقدان منابع و مواد آموزشی مناسب که بتوانند فراتر از آموزش های سنتی عمل کنند، موانع جدی محسوب می شوند. معلمان اغلب فاقد دانش کافی در مورد چگونگی طراحی فعالیت هایی هستند که به طور موثر مهارت های تفکر انتقادی را در بستر محتوای درسی ادغام کنند.راهکارهای موفقیت آمیز غالبا بر توسعه حرفه ای مستمر معلم، تغییر پارادایم ارزشیابی از سنجش حافظه به سنجش فرآیند استدلال، و تقویت فرهنگ مدرسه مبتنی بر کنجکاوی و پرسشگری متمرکز است. معلمانی که خود دارای سطح بالایی از تفکر انتقادی هستند، به احتمال بیشتری می توانند آن را در دانش آموزان تقویت نمایند؛ بنابراین، سرمایه گذاری بر توسعه ویژگی های شخصیتی و شناختی خود معلم از اهمیت بالایی برخوردار است. در نهایت، این پژوهش تاکید می کند که معلم به عنوان معمار اصلی محیط یادگیری، با استفاده از شیوه های تدریس فعال، پرسشگری هدفمند و ایجاد فرهنگ کلاس پذیرا، موتور محرکه پرورش نسل آینده ای است که قادر به حل مسائل پیچیده و مشارکت موثر در جامعه دموکراتیک باشد. این مقاله به تفصیل به ابعاد نظری و عملی این نقش خواهد پرداخت.