تاثیر ابزارهای هوش مصنوعی بر کیفیت تدریس معلمان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_10862

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف بررسی جامع و تحلیلی تاثیر ابزارهای هوش مصنوعی (AI) بر کیفیت تدریس معلمان در نظام های آموزشی معاصر تدوین شده است. در عصر حاضر که تحولات فناوری با سرعتی بی سابقه در حال وقوع است، هوش مصنوعی به عنوان یک نیروی دگرگون کننده، فرصت ها و چالش های جدیدی را پیش روی حوزه آموزش و پرورش قرار داده است. کیفیت تدریس، به عنوان رکن اساسی فرآیند یاددهی-یادگیری، نیازمند بازنگری مداوم در پرتو فناوری های نوین است. هوش مصنوعی، با قابلیت هایی نظیر شخصی سازی محتوا، ارزیابی خودکار، ارائه بازخورد فوری و تحلیل داده های یادگیری، پتانسیل بالایی برای ارتقاء کارایی و اثربخشی عملکرد معلمین دارد. این مقاله با رویکردی کیفی-تحلیلی، بر آن است تا سازوکارهای دقیق ورود هوش مصنوعی به کلاس درس و پیامدهای آن بر ابعاد مختلف کیفیت تدریس، شامل طراحی آموزشی، اجرای تدریس، ارزشیابی و توسعه حرفه ای معلمان را واکاوی کند.چکیده حاضر تلاش دارد تا پیچیدگی های این تعامل فناورانه را در چارچوب نظریه های یادگیری و آموزش تبیین نماید. در وهله نخست، باید اذعان داشت که ادغام موفقیت آمیز ابزارهای هوش مصنوعی مستلزم درک عمیق معلم از توانمندی ها و محدودیت های این فناوری ها است. سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی می توانند فرآیندهای تکراری و زمان بر مدیریتی و ارزشیابی را خودکار سازند، که این امر زمان گران بهای معلم را برای تمرکز بر فعالیت های شناختی سطح بالاتر، مانند تسهیلگری یادگیری عمیق، هدایت پروژه های پیچیده و تقویت مهارت های نرم دانش آموزان آزاد می سازد. برای مثال، سامانه های سازگار (Adaptive Learning Systems) بر پایه هوش مصنوعی، با تحلیل لحظه ای عملکرد هر دانش آموز، می توانند محتوای آموزشی را به گونه ای تنظیم کنند که شکاف های دانشی فردی را به طور موثر پر کرده و مسیر یادگیری را مطابق با سرعت و سبک هر فراگیر بهینه سازند. این سطح از شخصی سازی که پیش از این در کلاس های سنتی عملا دست نیافتنی بود، یکی از قوی ترین مولفه های بهبود کیفیت تدریس محسوب می شود.با این حال، تاثیر هوش مصنوعی بر کیفیت تدریس تنها به جنبه های کارایی محدود نمی شود؛ بلکه نیازمند بازتعریف نقش معلم از منتقل کننده صرف دانش به طراح تجربه یادگیری و مربی (Coach) است. معلمانی که از ابزارهای هوش مصنوعی بهره می برند، باید مهارت های جدیدی نظیر سواد داده ای (Data Literacy)، توانایی تفسیر خروجی های الگوریتمی و اخلاق در استفاده از فناوری را کسب کنند. کیفیت تدریس در این بستر نوین، ارتباط تنگاتنگی با توانایی معلم در تلفیق هوشمندانه ابزارهای موجود با اصول تربیتی اصیل دارد. اگر معلم صرفا ابزار را جایگزین روش های قدیمی کند بدون اینکه تحولی در رویکرد آموزشی ایجاد شود، تاثیر چندانی مشاهده نخواهد شد.جنبه دیگری که در این چکیده مورد تاکید قرار می گیرد، تاثیر هوش مصنوعی بر بازخورد و ارزشیابی است. ابزارهای هوش مصنوعی قادرند نمرات و بازخوردهای تفصیلی و سازنده ای را در مقیاسی وسیع و با سرعت بالا ارائه دهند. این امر به طور مستقیم بر کیفیت تدریس اثر می گذارد، زیرا بازخورد سریع و دقیق، سنگ بنای اصلاح فرآیند آموزشی است. معلم می تواند با استفاده از داده های جمع آوری شده توسط این سیستم ها، نقاط ضعف مشترک کلاس را شناسایی کرده و مداخلات آموزشی خود را در جلسه بعدی به طور هدفمند اصلاح نماید، که این امر مستلزم ارتقاء مستمر صلاحیت های حرفه ای معلم است.در مقابل این فرصت ها، چالش های متعددی نیز مطرح هستند که کیفیت تدریس را به طور بالقوه تهدید می کنند. نگرانی هایی پیرامون حفظ حریم خصوصی داده های دانش آموزان، سوگیری های احتمالی در الگوریتم ها (Algorithmic Bias) و خطر کاهش تعاملات انسانی و اجتماعی در کلاس درس مطرح است. اگر وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی منجر به کمرنگ شدن نقش خلاقیت و قضاوت حرفه ای معلم شود، کیفیت تدریس نه تنها ارتقا نخواهد یافت بلکه ممکن است به سمت یکنواختی و ماشینی شدن سوق پیدا کند. بنابراین، کیفیت تدریس مطلوب در عصر هوش مصنوعی، تعادلی ظریف میان بهره گیری از قدرت تحلیلی ماشین و حفظ عاملیت انسانی (Human Agency) معلم است.در نهایت، این پژوهش بر این فرض استوار است که پذیرش و به کارگیری موثر ابزارهای هوش مصنوعی نه تنها یک انتخاب تکنولوژیکی، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای ارتقاء کیفیت تدریس در قرن بیست و یکم است. این امر مستلزم سرمایه گذاری هدفمند در آموزش ضمن خدمت معلمان، توسعه زیرساخت های فناورانه پایدار و تدوین چارچوب های اخلاقی و آموزشی منسجم برای مدیریت این تحول دیجیتال در آموزش است. نتیجه گیری های این پژوهش بر لزوم رویکردی انسان محور در تلفیق هوش مصنوعی تاکید دارد، به گونه ای که این ابزارها مکمل و تقویت کننده توانمندی های ذاتی معلم باشند، نه جایگزین آن ها.

کلیدواژه ها:

هوش مصنوعی ، کیفیت تدریس ، آموزش سازگار ، توسعه حرفه ای معلم ، ارزشیابی دیجیتال ، شخصی سازی یادگیری ، چالش های فناوری آموزشی ، تعامل انسان و ماشین در آموزش

نویسندگان

زیور رئیسی

آموزگار

بلقیس رسولی

آموزگار